العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
196
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
ضد در يك جا . 116 - در محاسن - 171 - : بسندى از زراره كه به امام پنجم عليه السّلام گفتم : « البته باز نشانم آنها را از راه راست تو و آنكه در آيم بر آنها از پيشرو پشت سر و از راست و چپ آنان و نيابى بيشترشان را شكرگزار 16 و 17 الاعراف » فرمود اى زراره قصد او تو و ياران تو بوده و اما ديگران را كارشان را تمام كرده . عياشى در 3 : 9 - تفسيرش مانندش را آورده 117 - در مناقب 2 : 89 - در حديثى دراز از على بن محمّد صوفى كه ابليس را برخورد و از او پرسيد تو كيستى ؟ گفت : از آدميزادهها او گفت : لا إله الا اللَّه ، تو از مردمى هستى كه پندارند خدا را دوست دارند و نافرمانيش كنند ، و ابليس را دشمن دارند و فرمانش برند ، گفتش اكنون بگو تو كيستى ، گفت : منم صاحب داغكن و نام بزرگ و طبل بزرگ ، منم كشنده هابيل . منم سوار بر كشتى بهمراه نوح ، پى كن ناقه صالح ، صاحب آتش ابراهيم ، زمينه ساز كشتار يحيى ، فراهمكننده قوم فرعون در نيل ، جادو ساز و جادو پرداز با موسى ، گوسالهساز بنى اسرائيل ، ارهكش بر زكريا ، همسفر ابرهه براى ويرانى كعبه با فيل ، سردار لشكر ضد محمّد در احد و حنين ، حسد انگيز در دل منافقانى در سقيفه ، صاحب هودج در جنگ بصره و شتردار آن منم كه در سپاه صفين ايستادم ، منم كه در كربلا مؤمنان را سرزنش كردم ، منم امام منافقان ، منم نابود كن پيشينيان ، گمراهكن بعديان ، منم شيخ ناكثين پيمان شكن ، منم ركن قاسطان ، منم ظلّ مارقان ، منم ابو مرّه آفريده از آتش نه از گل من آنم كه پروردگار جهانيان به دو خشم كرده صوفى گفت : تو را به خدا مرا بكارى رهنما كه بدان به خدا نزديك شوم و بره پيشامدهاى بد روزگارم يارى جويم ، گفت : از دنياى خود به همان پارسائى و كفايت زندگى قناعت كن ، و بر آخرت خود بدوستى على بن ابى طالب عليه السّلام يارى جو و