العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
175
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
چغانك زنند ، برخى سر و گردن بجنبانند و برخى با دو دست چپ زنند و پيوسته اين شيوه را دارند تا من بر آنها سوار شوم و آنها را هلاك سازم . فرمود : اين كلاه خود كه بر سر دارى چيست ؟ گفت : اى پيغمبر خدا از من بپرهيز و از دامهايم كه برايت بيان كردند پيغمبران و نيكان و عابدان و پارسايان چنانچه من سر خود را با اين كله خود از نكبت نگهدارم فرمود : نكبت كدام است ؟ گفت : لعنت ، فرمود : اين آهن دراز كه در قله آنست چيست ؟ گفت : اى پيغمبر خدا ، اين قلابيست كه با آن دل نيكان را بسوى خود كشم . فرمود : يك پرسش ماند ، گفت آن چيست ؟ فرمود : اين چه آفرينش و صورت زشت و وارونه و منكريست كه تو دارى ؟ گفت : اى پيغمبر خدا اين بخاطر پدر تو آدم است ، من از فرشتههاى ارجمند بودم 400 هزار سال سر از سجده برنداشتم ، و نافرمانى پروردگارم را كردم در يك سجده براى پدرت آدم ، و خدا به من خشم كرد و مرا لعن كرد و از پيكره فرشتهها به پيكره ديوان درآمدم ، در ميان فرشتهها زيباتر از من نبود و من مسخ و وارونه و زشت و برگشته و هراسناك و بدمنظره شدم چنانچه بينى . فرمود : آيا اين صورت خود را هرگز به كسى نمودى و اين دامهايت را بدين وضعها ؟ گفت : نه سوگند بعزّت پروردگارم ، اين چيزيست كه هيچ آدميزاده هرگز بدان نگاه نكرده و من تو را بدان گرامى داشتم در برابر همه مردم . فرمود : پذيرائى خود را با دو پرسش كامل كن يكى عمومى و ديگرى خصوصى