العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
155
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و از سبب غائط و گندش پرسيدم : فرمود : خدا تعالى آدم را كه آفريد تنش پاك بود و چهل سال افتاده بود و فرشتهها به دو گذر ميكردند و ميگفتند : براى يك چيزى آفريده شدى ، و ابليس از دهانش بدرون ميرفت و از ته او در مىآمد و از اين رو آنچه در درون آدميزاده است بدبو ، پليد ، ناپاك شد . 17 - در علل : 36 - : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه : همانا گرفتارى ايوب در اين جهان براى نعمتى بود كه خدا به دو داد و او هم شكرش نمود ، ابليس در آن زمان تا فرود عرش ميرفت و از اينكه شكر نعمت ايوب بالا رفت حسد برد و گفت : پروردگارا ايوب اين شكر را در برابر نعمت دنيا كه به او دادى انجام ميدهد و اگر دنيا را از او بگيرى شكر نعمت نكند ، مرا بر دنياى او مسلط كن و ببين كه شكر نكند . فرمودش من تو را بدنياى او مسلط كردم و او از دنيا و فرزندش چيزى را نگذاشت و همه را نابود كرد و ايوب همه را سپاس خدا همى گفت ، و آنگه به خدا برگشت و گفت پروردگارا ايوب ميداند البته دنيائى كه از او گرفتى به او برميگردانى پس مرا بر تنش مسلط كن تا بدانى كه شكر نكند ، خدا عزّ و جلّ فرمود : منت بر تنش مسلط كردم بجز دو چشم و دل و زبان و گوشهايش . ابو بصير گويد : امام ششم فرمود : جهيد و پيشى گرفت كه مبادا خدا عزّ و جلّ بر او رحم كند و جلو او را بگيرد و آمد و آتش سموم در بينى ايوب دميد و همه تنش تاول زد و نقطه نقطه شد . 18 - كافى - 256 - بسندى از امام ششم عليه السّلام كه خدا عزّ و جلّ مؤمن را بهر دردى گرفتار كند و بهر مرگى بميراند جز اينكه ديوانهاش نكند ، نديدى كه چگونه ابليس بمال و فرزند و خاندان و هر چيز ايوب مسلط شد و بر خردش مسلط نشد ، برايش ماند تا خدا را بدان يگانه داند . 19 - در فقيه - 3 ، 256 : از امام صادق عليه السّلام چون نزد خاندان خود درآئيد نام خدا ببريد كه هر كه نام خدا نبرد هنگام جماع و از او فرزندى شود