العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
135
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
« وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً » ناسپاسى شيطان براى خدا اينست كه بگناه و افساد و گمراه كردن مردم ميپردازد و هر كه هم خدا به او مالى يا جاهى داده و آن را در جز كارهاى خداپسند به كار برد ناسپاسى نعمت خدا كرده و با شيطان همكار است و ناسپاس بپروردگار است . « إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ » يعنى ميان آنان فتنه مىكند چون دشمن آشكار آدمى است . بيضاوى در قول خدا « لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً » گفته : يعنى او را از گل آفريدى يا اينكه مايه هستى او گل است و اشاره است به علت ترك سجده « قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ » به من خبر بده اين كيست كه به من ارجمندش داشتى و سوگند ميخورم كه اگرم تا رستاخيز به پساندازى همه نژادش را لگام زنم و از بن بكنم جز اندكى و دانست كه اين كار برايش آسانست از گفتار فرشتهها كه « آيا در زمين نهى كسى كه تباهى در آن انگيزد » و تقرير خدا و هم از اينكه آدمى دچار وهم و شهوت و خشم است « فرمودش برو » گم شو و هر كارى خواهى بكن « هر كه پيرو تو شد سزايش دوزخ است سزاى فراوانى ، بران آنها را بآوازت براى گناه و بسرود و لهو و بازى . و فرمان به منظور تهديد است و فراهم ساز بر آنها خيل و رجل خود را . در تفسير خيل و رجل اختلاف است ، از ابن عباس است كه هر سواره و پيادهاى كه در گناه است خيل ابليس است و سپاه او ، و هر سوار و پياده در گناه خدا را شامل است ، پس خيل و رجل او هر كس است كه همكار او است در واداشتن بگناه ، و بسا شيطان را سپاهى است از شياطين كه برخى سوارند و برخى سوارند و برخى پياده يا مقصود ضرب المثل است و اين بهتر است . « وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ » شركت شيطان در اموال هر تصرف زشتى است در مال از دريافت ناحق و پرداخت بناحق و ربا و غصب و دزدى و معاملههاى فاسد قاضى چنين