العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
113
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
فاش نكند و خردشان را نربايد و همه اينها فاسد است . دليل معتقدان باينكه شيطان به همه اينها توانا است دو وجه است . 1 - آنچه نقل است كه شياطين در زمان سليمان عليه السّلام كارهاى سخت ميكردند چنانچه خدا از آنها حكايت كرده كه « ميساختند براى او هر چه ميخواست از محاريب و تماثيل و كاسهها چون حوضها و ديگهاى پابرجا » و جوابش اينست كه خدا در زمان سليمان آنها را تنومند كرده بود و توانا . 2 - همين آيه « يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ » صريح است در اينكه ديوانگى از اثر شيطانست و مس او سبب آنست و جوابش اينست كه شيطان بوسوسه او را مس كند و آزار دهد تا غش كند چنانچه در باره ايوب فرموده « راستى مرا مس كند شيطان برنج و شكنجه » و همانا غش بهمراه اين وسوسه پديد گردد ، ناچار غش كند بهمراه اين وسوسه چنانچه ترسو در جاى تنها هراس كند . و بدين معنا اين خبط در فضلا كامل و صاحبان حزم و خرد يافت نشود ، و همانا در كسى كه مزاجى كاسته و خللى در مغز دارد برآيد ، اين خلاصه سخن جبائيست در اينجا . قفال وجه ديگرى آورده و آن اينست كه اين تعبير همنفسى با مردم است كه غش را بشيطان و جن وابندند و نيز چون خواهند چيزى زشت سازند بشيطانش بندند چنانچه خدا فرموده « گلش مانند سرهاى شيطانها است » . و طبرسى - قد - در ( 2 : 389 مجمع ) گفته : اين تعبير از راه تشبيه است ، زيرا شيطان در واقع آدمى را بغش نيندازد ولى كسى كه خلط سوداء بر او غلبه كند و ناتوان باشد بسا شيطان چيزهاى هراسناكى بخيالش آورد و او را وسوسه كند و خدا او را بغش اندازد و آن را بر سبيل مجاز بشيطان وابندند چون همراه وسوسه او باشد اين از جبائى است . و گفتهاند رواست غش در برخى مردم كار شيطان باشد نه در همه ، از ابى هذيل و ابن اخشيد است ، گفتند : چون ظاهر قرآن بر آن گواه است و در