العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

114

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

عقل نشدنى نيست و خدا شيطان را در باره مردم از آن باز ندارد براى امتحان يا كيفر گناهان كه كرده و توبه نكرده چنانچه برخى مردم را بر هم تسلط دهد تا مال او را بگيرند و جلو او را نگيرد . « وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ » بيضاوى در - 1 : 203 - تفسيرش گفته : او را بحفظ تو پناهم ، رجيم ، رانده است و اصل رجم سنگ پراندنست و از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم است كه « هيچ نوزادى نباشد جز شيطان هنگام زادن بر او دست كشد و از آنست كه بگريد مگر مريم و زاده‌اش » يعنى شيطان در گمراه كردن هر نوزادى طمع اثر بخشى دارد جز مريم و زاده‌اش كه خدا تعالى بوسيله استعاذه او را از آن نگهداشت . « همانا آن شيطانست كه ميترساند » رازى در 10 : 184 - تفسيرش گفته يعنى باز دارنده از جهاد شيطانست يعنى كارش اينست كه دوستان خود را ميترساند يا مقصود از شيطان همان كاروانست يا خصوص نعيم بن مسعود كه از سركشى و تمرد در كفر او را شيطان خوانده ، و گفتند همان خود شيطانست كه دوستانش را بوسوسه ميترساند . و در قول خدا « كيد شيطان ناتوانست » گفته : چون خدا ياور دوستانش است و شيطان ياور دوستان خود است و شك ندارد يارى شيطان سست‌تر است از يارى خداى سبحان ، آيا نبينى اهل خير و ديانت يادگار و نام پسنديده‌شان در صفحه روزگار بماند و گرچه در زندگى درويش و زبون باشند ، و پادشاهان و زورگويان چون بميرند نابود شوند و شيوه و ستمشان در جهان نپايد . و مقصود اينست كه نيرنگ شيطان هميشه سست بوده بيضاوى در 1 : 291 - تفسيرش گفته : در « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ » بوسيله ارسال رسول و انزال كتاب ، پيرو شيطان شديد ، بكفر و گمراهى جز اندكى كه بفضل حق بعقل خود رهبرى شدند و پيرو شيطان نشدند مانند زيد بن نفيل و ورقة بن نوفل . . .