العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
9
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
ابن ابراهيم بيايد . « سپس بر عرش استوار شد » برخى عرش را در اينجا به معنى پادشاهى تفسير كرده ، قفال گفته : عرش نزد عرب تختى است كه پادشاهان بر آن نشينند ، و كنايه آرند از خود پادشاهى و گويند : عرش او كاست يعنى پادشاهى او ، و گفتهاند : بر عرش استوار شد و ملكش پايدار شد ، و برخى عرش را جسم بزرگتر دانسته و استواء را بمعنى استيلاء گرفته چنانچه گذشت و رازى در ( ج 4 ص 782 ) تفسيرش گفته : مسلمانان همه گويند بالاى آسمانها جسم بزرگى است كه عرش است ولى در مقصود از عرش در اينجا اختلاف دارند ، أبو مسلم گفته مقصود اين است كه چون خدا آسمان و زمين را آفريد ، هموار كرد و آنها را برافراشت ، و هر ساختمانى را عرش گويند و سازندهاش عرش ساز و خدا هم فرموده : و از آنچه مىعرشند يعنى ميسازند ( النحل - 68 ) و استواء بر عرش چيرهگى بر آنست ، و مشهور ميان مفسّران آنست كه مقصود از عرش همان جسم عظيم است كه در آسمانست ، و گفتهاند : مقصود همان ملك است و ملك خدا تعالى همهء آفريدههاى اويند كه پس از آفرينش آسمانها و زمين پيدا شدند و آوردن ( سپس ) در اينجا درست است و خلاصه مقصود اينست كه بعالم اجسام بقهر و قدرت و تدبير و حفظ تسلّط يافت و هر چه از فراز عرش تا نشيب زمين است در حفظ و تدبير و نياز به او است . « بپرس از آن آگاهى را » طبرسى - ره - در ( ج 7 ص 176 مجمع ) گفته آگاه همان خدا تعالى يا محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم است يا مقصود اين است كه بپرس از آگاهى تا تو را بحقيقت وصفش خبر دهد . « آنان كه عرش را برداشتهاند » طبرسى - ره - در ( ج 8 ص 515 مجمع ) گفته : اين خود عبادت و فرمانبردارى خداست « و كسانى كه گرد آنند » فرشتههاى طوافگر بر عرشند كه كروبيان و بزرگان فرشتههايند « تسبيح گويند بسپاس پروردگارشان » يعنى او را پاك شمارند از آنچه اين ستيزهجويان وصف او شمارند