العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
169
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
4 - سطح ماه چون آئينه صاف و صيقلى است و بيننده در آن عكس درياها و زمين لخت كه ساختمان و بيشه و كوه دارد و عكس كشتيهاى روى دريا و جزيرهها مىبيند كه هر كدام بشكلى هستند ، و نمونههاى همه در ديد بيننده آيند و او براى دورى نميتواند از يك ديگرشان امتياز دهد ، و جز خيالى از آنها ندارد ، و چنانچه جاهاى روشن در آئينه روشن ديده نشوند ، همچنين اين مواضع در سطح قمر براق نباشند و سياهى ميزنند يا اينكه يك شب نما از عكس ساختمانها و بيشهها و كوهها ديده مىشود و چنانچه نمود آنها در شب و عكس درياها روشن ديده مىشود يا اينكه برعكس باشد ، چون صورت زمين و آب هر دو در آن جا كنند ، و زمين كه تيره است نور خورشيد بيشتر از آب كه لطيف است ميپذيرد ، و همچنين است صورت آنها در ماه ، و اين وجه را فاضل نيشابورى در شرح تذكره اختيار كرده و استاد ما محقق بيرجندى نيز در شرح تذكره بدان ميل نموده ، و ايراد و اعتذار همانست كه پيش گذشت . 5 - اجرامى كمنورتر از جرم خورشيد در آنست و يا در فلك خارج مركز آن كه پيوسته ميان خورشيد و ماهند و مانع از وقوع پرتو كامل خورشيدند بر چهره ماه و اين وجه از مدقق خفريست . من گويم در اين هم اعتراضى است زيرا اگر اين اجرام خرد باشند ، سايه آنها در فاصله خورشيد و ماه نابود شود و اثرى ندارند و اگر درشت باشند و سايهشان بسطح ماه برسد بايد در وقتى كه زمين نزديكتر بخورشيد است از ماه مانند حال استقبال سايهشان بر زمين بيفتد چون بر زمين نيفتد و چنين چيزى نيست چنين اجرامى هم نيستند و خدا بحقيقت هر چيز داناتر است « 1 »
--> ( 1 ) چند هزار سال هزارها فيلسوف و دانشمند چه انديشههاى خام در باره افلاك و كواكب پختند و هزارها طومار و كتابها نوشتند ولى بشر امروز با كشتى فضائى راه بريد و مانند مورى در فضا چرخيد و خود را به كره خاكى ماه رسانيد و خط بطلان بر همه اين افكار كشيد ، ولى دانش او در اين محيط كه ذرهايست در فضاى بىنهايت چه ارزشى دارد و جز اعتراف بنادانى خود راهى ندارد . چه آن كرمى كه در گندم نهانست * زمين و آسمان وى همانست ( شرح مترجم ) .