العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
140
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
فرسخ ( الخبر ) . 10 - در احتجاج ( 138 ) از اصبغ گفت : ابن كوّاء از امير المؤمنين عليه السّلام از سياهى چهره ماه پرسيد ، فرمود : اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر ، مردى كور مسألهاى مبهم ميپرسد ، نشنيدى خدا تعالى ميفرمايد « و ساختيم شب و روز را دو نشانه و زوديم نشانه شب را و ساختيم نشانه روز را بينا » ( الخبر ) عياشى از أبى الطفيل مانندش آورده . 11 - در تفسير على بن ابراهيم ( 550 ) بسندش از امام پنجم عليه السّلام در تفسير قول خدا « نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب را كه از روز پيش افتد و هر كدام در فلكى شناگرند » فرمود : ميفرمايد : خورشيد پادشاه روز است ، ماه پادشاه شب ، نسزد خورشيد در شب با پرتو ماه باشد ، و نه شب پيش افتد از روز ، ميفرمايد : شب نرود تا روز به دو رسد « و هر كدام در فلكى شنا كنند » ميفرمايد بدنبال فلك مىآيد چرخان . بيان : چون پيرو گردش فلك است گويا بدنبال او است . 12 - در عيون بسندش از امام ششم عليه السّلام كه روز قيامت خورشيد و ماه را چون دو گاو پى شده بياورند و با هر كه آنها را پرستيده است در دوزخ افكنند ، براى آنكه آنان را پرستيدند و بدان خشنود شدند « 1 » . بيان : در نهايه ( ج 3 ص 115 ) گفته : در حديث كعب است كه « خورشيد و ماه دو نره گاو پى شدهاند در دوزخ ، گفته شده : چون خدا آنها را بشناگرى وصف كرده در قول خود « كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » سپس خبر داده كه آنها را در دوزخ نهد تا بدان أهلش را عذاب كند و از آن بدر نشوند و چون زمينگير و پى شده باشند اين را ابو موسى نقل كرده و چنانست كه بينى و در ( ج 0 ص 114 ) گفته : عقير شتريست كه نحر شده چون يك پايش را قطع كنند و سپس او را نحر كنند .
--> ( 1 ) در عيون اين روايت را نيافتيم ولى در علل ( ج 2 ص 292 ) موجود است و شايد نسخهبرداران بغلط عيون را بجاى علل نوشتهاند ( از پاورقى ص 159 ) .