العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

139

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

در آن سودى ندارد ، و گفته‌اند يك اجزاء آسمانى است كه در تدويرش بهمراه او است و پيوسته نگهدار وضع او است ، و اين بهترين وجه است نزد آنها ، و همه اينها گفته‌ايست بىدليل ، و ما ندانيم جز اينكه خدايش چنين آفريده ، و بحث از سببش بىفايده است و به زودى وجوه ديگر براى آن نقل كنيم ان شاء اللَّه « 1 » 8 - در علل ( ج 2 ص 155 ) در خبر يزيد بن سلام كه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله پرسيد چرا خورشيد و ماه در تابش و روشنى برابر نيند ؟ فرمود : چون خدا عزّ و جلّ آنها را آفريد فرمانبردند و هيچ نافرمانى نكردند ، و خدا جبرئيل را فرمود تا تابش ماه را زدود ، و آن در ماه خطهاى سياهى اثر نهاد ، و اگر ماه به حال خود مانده بود چون خورشيد و زدوده نشده بود ، شب و روز از هم شناخته نميشدند و روزه‌دار وقت افطار را نميدانست و مردم شمارش سالها را نميدانستند ، و اينست قول خدا عزّ و جلّ « و ساختيم شب و روز را دو نشانه و زدوديم نشانه شب را و ساختيم نشانه روز را بينا تا بجوئيد از فضل پروردگارتان و تا بدانيد شماره سالها و حساب را » گفت راست گفتى اى محمّد ، به من بگو چرا شب را ليل گويند ؟ فرمود : چون مردان و زنان در آن با هم انس كنند ، خدا عزّ و جلّ آن را وسيله الفت و پوشش نموده ، و اينست قول خدا عزّ و جلّ « ساختيم شب را جامه و ساختيم روز را معاش » گفت : راست گفتى اى محمّد ( الخبر ) . 9 - در علل ( ج 2 ص 280 ) و در عيون ( ج 1 ص 241 ) : در خبر شامى است كه از امير المؤمنين عليه السّلام طول و عرض خورشيد و ماه را پرسيد ، فرمود : نهصد

--> ( 1 ) امروزه ماه به خوبى شناخته شده و بعلاوه از تلسكوپهاى نيرومند كه آن را كاملا نشان داده‌اند بشر بسطح آن رفته و از نزديك آن را ديده توده‌ايست از كوه و دشت مانند زمين و دشتهاى پهناور خاكسترى دارد و اين سياهى چهره ماه نمودى از آن دشتهاى خاكسترى آنست و هر چه دانشمندان پيشين انديشيده و گفته‌اند همه بر باد رفته ( شرح مترجم ) .