العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

115

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

« راستى كه در اختلاف شب و روز » يعنى بدنبال هم بودن آنها يا كم و فزونى آنها را در چهار فصل « و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده » از اختران و فرشتگان و مواليد و انواع روزى و نعمت « البته نشانه‌ها است » بر وجود صانع تعالى و علم و قدرتش و حكمتش و لطف و رحمتش . . . « و مسخر كرد خورشيد و ماه را » . رازى در ( ج 5 ص 261 ) تفسيرش گفته : در اين سخن دو نوع دليل است : 1 - دليل بر وجود صانع قادر از حركات اين اجرام ، زيرا جسمها يكسانند و اختصاص آنها به حركت پيوسته مؤثرى ميخواهد و بعلاوه هر كدام كيفيتى از تندى و كندى دارند و آن هم مؤثرى ميخواهد ، و باز اندازهء مخصوص اين حركات كه دوره‌ها و بازگشت هر كدام برابر باشد شگفت آور است و مقدّرى لازم است ، و حركاتى كه برخى بسوى مشرق و برخى بسوى مغرب و برخى بسوى شمال و يا جنوب توجه دارند جز بتدبير كامل و حكمت بالغه صورت پذير نيستند . 2 - « جريان هر كدام تا مدتى نامبرده » و در آن قول است يكم ، ابن عباس گفته : خورشيد 180 منزل دارد و در شش ماه هر روز در منزلى است و باز ميگردد در همان جا تا شش ماه ديگر ، و ماه 28 منزل دارد و مقصود از مدت نامبرده اينست دوم اينكه تا روز رستاخيز - ميچرخند و آنگه ميمانند . و در ( ج 5 ص 355 ) گفته : در معنى « دائبين » پيوسته در گردش و نور بخشى و رفع تاريكى و اصلاح گياهان و جانورانند ، خورشيد پادشاه روز است ، و ماه پادشاه شب ، و اگر خورشيد نبود چهار فصل نبودند و مصالح جهان به كلى نابود ميشدند ، و در تفسير قول خدا « شب و روز را دو نشانه ساختيم » در ( ج 5 ص 555 ) گفته : در آن دو قول است : 1 - مقصود خود شب و روزند و هر دو دليل‌اند براى مصالح دين و دنياى مردم اما از نظر دينى چون ضد و معاند ضد و پيوسته در پى همند و اين خود دليل روشنى است كه به خود وجود ندارند و نياز بصانع مقدر دارند كه اندازه آنها را نگهدارد و اما در دنيا چون مصالح دنيا بىشب و روز انجام نگيرد اگر شب نباشد آسايش