العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
106
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
نيران گويند ، و بزحل و مشترى علويان ، و بعطارد و زهره ، سفليّان ، مشترى و زهره را دو سعد خوانند ، و زحل و مريخ را دو نحس . سپس حكماء قديم گفتهاند : هر كدام از افلاك سبعه سيّاره افلاك جزء دارند در درون خود جدا از آن فلك كلّ با حركتى جز حركت آن براى اينكه حركت اين كواكب گاهى بسيار تند است و گاهى كند و گاهى ميانه و گاهى راستا و گاهى متوقّف و گاهى در برگشت ، بعضى دور نقطهاى جز مركز زمين حركت متشابه دارند يعنى در ازمنه برابر ، زاويههاى برابر و كمانههاى برابر طى ميكنند ، و گاهى بدان نزديكند و گاهى دور و اختلافات ديگر هم دارند كه بايد ناشى از تعدد افلاك آنها باشد براى فلك خورشيد يك فلك جزء ثابت كردهاند گرد زمين كه مركزى بيرون از مركز عالم دارد و بسوى فلك كلى ميل دارد كه سطح بالايش با سطح فلك كلى در يك نقطه چسبيده است بنام اوج و سطح زيرينش با سطح زيرين فلك كلى در يك نقطه چسبيده است بنام حضيض و بدين سبب از فلك كلى دو تيكه هلالى جدا ميشوند كه نهايت كلفتى آن دو برابر فاصله دو مركز است و يكى حاوى فلك خارج مركز است و ديگرى درون آنست و محوى حاوى از سمت اوج نازك است و از سمت حضيض كلفت و محوى برعكس و هر دو را متمم خوانند و جرم خورشيد ، در كلفتى خارج مركز جايگير است در نيمه ميان دو قطب و چسبيده به دو سطح آنست در دو نقطه زير و بالا . و افلاك كواكب علويه و زهره همه به همين صورتند جز اينكه تدوير دارند كه در توى خارج مركز آنها قرار دارد مانند همان خارج مركز خورشيد و در دو نقطه با فلك خود بهم چسبيدهاند ، و فلك قمر همچنين است جز اينكه او را فلك ديگريست كه مركزش مركز عالم است و محيط به همه افلاك ديگر او است بنام ( جو زهر ) و اما عطارد مركز فلك توى خارج مركزش جز مركز عالم است و آن را مدير