سيد علاء الدين محمد گلستانه
80
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
را به كُنيه خطاب مىكنند ) و بگوييد به او كه : « يا ابا مُصعَب ! » . و به تحقيق كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ، وقتى كه ارادهء سفرى مىكرد ، به طريق توريه سخن مىگفت ، يعنى به نحوى كه ظاهرش مردم را به گمان مىانداخت كه ارادهء طرفى فرموده ، و معنى غيرِ ظاهر ، مراد آن حضرت بود و ارادهء طرفى ديگر داشت و مىفرمود كه : پروردگار من ، مرا امر كرده كه با مردمان به طريق مدارات سلوك كنم ، چنانچه مرا امر كرده به آن كه فرائض را به جا آورم . و ادب و طريقهء تقيّه را تعليمِ او فرموده و گفته كه : « ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ » ؛ « 1 » يعنى : از خود بگذران و دفع كن به نحوى كه بهترينِ روشها باشد كه اگر چنين كنى ، ناگاه ، آن كسى كه ميانهء تو و او دشمنى و عداوت باشد ، به منزلهء دوستى مىشود كه با تو خويشى داشته باشد . و نمىرسند به اين طريقه ، مگر كسانى كه صاحب صبر بوده باشند ، و نمىرسد به او ، مگر كسى كه صاحبِ بهره و نصيبى عظيم بوده باشد . يا سفيان ! كسى كه تقيّه را در دين الهى كار فرمايد ، به مرتبهء رفيعى از مراتب عزّت رسيده ، مثل كسى كه بر كوهان شتر ، سوار شده باشد . به تحقيق كه عزّت مؤمن ، در آن است كه زبان خود را نگاه دارد و كسى كه اختيار زبان خود را نداشته باشد ، پشيمان مىشود . « 2 » و كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرموده كه : تقيّه را خداى تعالى حلال كرده در هر چيزى كه آدمى در آن ، مُضطر شود و چارهاى نداشته باشد . « 3 » و همچنين « 4 » از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : تقيّه « 5 » را خداى تعالى ، از براى آن مقرّر ساخته كه خون ، به آن محفوظ بمانَد و ريخته نشود . پس هر گاه به خون برسد ، تقيّه جايز نيست . « 6 » و از اين اخبار ، ظاهر شد كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و ائمّهء طاهرين عليهم السلام مُدارات و تقيّه مىفرمودهاند . و از جملهء بركات تقيّهء ائمّهء ما عليهم السلام آن است كه معاندان ايشان در بلاد خود بر منابر ، هر گاه اسم شريف يكى از ايشان مذكور شود ، به غير از آن كه از روى تعظيم و توقير [ از آنان ] ياد نمايند ، چارهاى ندارند و قادر بر آن نيستند كه بگويند ايشان ، بر ضلالت و باطل بودهاند .
--> ( 1 ) . سورهء فصّلت ، آيهء 34 . ( 2 ) . معانى الأخبار ، ص 386 ، ح 20 . ( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 220 ، ح 18 . ( 4 ) . ج : « همچنين » . ( 5 ) . الف و ب : - « تقيّه را خداى تعالى حلال كرده در هر چيزى كه آدمى در آن ، مُضطر شود و چارهاى نداشته باشد . و همچنين از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود » . ( 6 ) . همان ، ح 16 .