سيد علاء الدين محمد گلستانه
60
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
آوريد كه ميانهء خداى تعالى و هيچ يك از خلايق ، قرابت و خويشى نيست و دوستترينِ بندگان پيش خداى تعالى ، كسى است كه تقواى او زياده باشد و طاعت الهى بيشتر كند . يا جابر ! واللَّه كه نزديك نمىشوند بندگان الهى به جناب اقدس او ، مگر به طاعت ! و با ما بَراتى به جهت خلاصى از آتش جهنّم نيست و كسى را بر خداى تعالى ، حجّتى نيست . هر كس ، مطيع و منقاد الهى است ، پس او دوست و ولىّ ماست و كسى كه عصيان الهى مىكند ، دشمن ماست و نمىتوان رسيد به ولايت و محبّت ما ، مگر به اعمال خير و وَرَع . « 1 » و قريب به اين مضمون ، حديثى از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت نموده و از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده كه مىفرموده : هيچ بندهاى را خداى تعالى منتقل نمىسازد از مذلّت و خوارىِ معصيت به عزّت و شَرَف طاعت ، مگر آن كه او را غنى و بى نياز مىگردانَد ، بى مالى كه به او عطا كند ، و عزيز مىگردانَد ، بى آن كه عشيره و قبيله داشته باشد ، و از وحشت و تنهايى خلاصى مىدهد ، بى آن كه او را مونسى باشد . « 2 » و از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده كه عمرو بن سعد ثقفى به آن حضرت گفت « 3 » كه : من به شَرَف خدمت شما نمىرسم ، مگر در چند سال ، يك مرتبه . پس مرا خبر دهيد به چيزى كه به آن مستمسك باشم . فرمود : وصيّت مىكنم تو را به تقواى الهى و وَرَع و جدّ و جهد در عبادت . و بدان كه نفع نمىكند جدّ و جهد عبادت ، هر گاه وَرَع و اجتناب از نواهى الهى در ضمن آن نباشد . « 4 » و در كتاب نهج البلاغة از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه : كم واقع مىشد كه آن حضرت ، منبر را به شَرَف قيام ، مشرّف سازد و قبل از خطبه نفرمايد كه : « أَيُّها النَّاسُ اتَّقُوْا اللَّهَ فَما خُلِقَ امْرؤٌ عَبَثاً فَيَلْهُو » ؛ « 5 » يعنى : اى مردمان ! تقوا را شيوهء خود سازيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، كسى را عبث خلق نكرده است تا مشغول لهو و لَعِب تواند بود . و در اين كلام ، اشاره است به قول الهى كه فرموده : « أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ » ؛ « 6 » يعنى : آيا پنداشتهايد كه شما را به عبث و بىفايده آفريدهايم و به ما برگردانيده نخواهيد شد ؟ « وَلا تَرَكَ سُدىً فَيَلْغُوْا » ؛ [ يعنى : ] و كسى را مُهمَل نگذاشته تا به لغو و باطل ، اشتغال نمايد » ؛
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 74 - 75 ، ح 3 . ( 2 ) . همان ، ص 76 ، ح 8 . ( 3 ) . ب : « عرض كرد » . ( 4 ) . همان ، ح 1 . ( 5 ) . نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 87 ، حكمت 87 . ( 6 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 115 .