سيد علاء الدين محمد گلستانه
61
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
بلكه اوامر و نواهى فرموده و از ايشان ، چيزى چند خواسته ، چنانچه فرموده : « أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً » ؛ « 1 » يعنى : آيا گمان مىكند آدمى ، مُهمَل وا گذاشته شده و مأمور و مُنهى نشده ؟ « وَما دُنْياه الَّتى تَحَّسَّنَتْ لَهُ بخَلْفٍ مِنَ الآخِرَةِ الّتى قبّحها سُوءُ النَّظَرِ عِنْدَهُ » ؛ « 2 » [ يعنى : ] و دنيايى كه در نظر او مزيّن شده ، عوض نمىتواند بود از آخرتى كه در نظر او از راه غلطبينى ، كريهمنظر نموده . « وَ مَا الْمَغْرُورُ الَّذِى ظَفَرَ مِنَ الدُّنْيا بِأعْلَى هِمَّتِهِ كَالآخِر الَّذِى ظَفَرَ مِنَ الآخِرَةِ بِأدْنى سُهْمَتِه » ؛ « 3 » [ يعنى : ] و نيست فريفتهشده و گولخوردهاى كه در دنيا ، به اعلى مراتب همّت و آرزوى خود رسيده باشد ، مثل ديگرى كه از آخرت ، به اندكْنصيبى رسيده باشد . و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : هيچ مالى مثل عقل نيست . و هيچ تنهايىاى ، موحشتر از عُجب و خودبينى نيست . و هيچ عقلى ، مثل عاقبتانديشى نيست . و هيچ شرف و كرامتى مثل تقوا و حذر از ارتكاب عقوبات الهى نيست . و هيچ قرين و رفيقى ، مثل حُسن خُلق و سلوك نيكو نيست . و هيچ ميراثى ، مانند ادب و حُسنِ معاشرت نيست . و هيچ قائدى و رهبرى ، مثل توفيق الهى نيست . و هيچ تجارت و سودايى ، مثل كسب عمل صالح نيست . و هيچ سود و نفعى ، مثل ثواب الهى نيست . و هيچ وَرَعى ، مثل توقّف در جاهايى كه محلّ شبهه باشد و طريق حق واضح نباشد ، نيست . و هيچ زُهد و تَرْكى ، مثل ترك چيزهاى حرام نيست « 4 » . و هيچ عبادتى ، مثل ادا كردن و به جا آوردن آنچه خداى تعالى واجب ساخته نيست . و هيچ ايمانى ، مثل حيا و صبر نيست ؛ زيرا كه هر يك از اين دو چيز كه نباشند ، ايمان [ نيز ] نخواهد بود . و هيچ بزرگىاى كه به كسب حاصل تواند شد ، مثل تواضع و فروتنى نيست . و هيچ شَرَفى ، مثل علم نيست . و هيچ مددكارى ، محلّ اعتمادتر از مشورت و مصلحت ديدن نيست . « 5 » [ ج . عفّت ] و امّا « عفّت » ، يعنى اجتناب نمودن از خوردن چيزهاى حرام و ارتكابِ فسوقى كه شهوت ، باعث آنها مىشود ؛ مثل زِنا و غير آن .
--> ( 1 ) . سورهء قيامت ، آيهء 36 . ( 2 ) . نهج البلاغة ، ج 4 ، ص 87 ، حكمت 370 . ( 3 ) . همان جا . ( 4 ) . ب : + « و هيچ علم و دانايىاى ، مثل تفكّر ، و عمل نمودن به آنچه به خاطر رسد ، نيست » . ( 5 ) . همان ، ج 4 ، ص 26 ، حكمت 113 .