سيد علاء الدين محمد گلستانه
55
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
جا توانم آورد ، و حال آن كه هر شكرى كه به جا آورم ، نعمتى است كه تو به من عطا كردهاى ؟ خطاب رسيد كه : يا موسى ! الحال كه دانستى كه اين نعمت از جانب من است ، شكر مرا به جا آوردهاى . « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : شكر نعمت ، اجتناب و پرهيز كردن از كارهاى حرام است ؛ و تمام شكر ، آن است كه كسى بگويد : « الْحَمْدُ للَّهِ ربِّ العالَمينَ » . « 2 » و از آن حضرت ، روايت نموده كه : شكر هر نعمتى ، هر چند عظيم باشد ، آن است كه حمد كنى خدا را بر آن نعمت . « 3 » و در حديثى ديگر ، روايت كرده كه : اگر در آن نعمت كه خداى تعالى عطا كرده ، حقّ مالى از حقوق الهى باشد ، هر گاه با حمد الهى اداىِ آن حق بكند ، شاكر خواهد بود . « 4 » پس ، از جمله نعمتهاى عظيمهء الهى ، آن است كه با وجود آن كه نعمتهايى كه عطا فرموده ، از حدّ و حصر بيرون است ، در اداى شكر به مراتبى كه مذكور شد ، راضى شده و بنده را تكليف آنچه منتهاى طاقت باشد ، نفرموده . [ نسبت حياء و شكر ] و از جمله چيزهايى كه با شكر و حيا منافات دارد ، آن است كه نعمت الهى را حقير و سهل شمارند و استخفاف نمايند ، هر چند در نظر جمعى كه بصيرت ايشان كامل نيست ، سهل نمايد ، يا درخورِ آنچه آدمى توقّع دارد ، نبوده باشد . چنانچه شايع است كه جمعى كه هميشه نعمت الهى شامل حالِ ايشان بوده و الَم و فقر و پريشانى نكشيدهاند ، گاه است كه در مائدهء ايشان ، چند قِسم از خوردنىها حاضر است كه بعضى از فقرا - كه در درگاه الهى قدر و مرتبه ايشان ، رتبهء عالى دارد - ، آرزوى يكى از آن مطعومات مىكنند و ميسّرشان نمىشود ، اين طايفه ، بنا بر غرور و غفلتى كه از كثرتِ نعمت و ترادف عطاياى الهى به هم رسانيدهاند ، مذمّتِ آن خوردنى مىكنند و طبّاخ و خدمه [ را ] توبيخ و تعذيب مىنمايند ، و اگر كسى از روى رغبت ، از آن طعام تناول نمايد ، او را بىذائقه مىشمارند . و گاه هست كه بر فقيرى يا غيرِ فقيرى كه سرانجام ، خوردنى به نحوى كه ايشان توقّع دارند ، نتوانسته [ آماده كند ] و نكرده ، وارد مىشوند و به نوعى از آنچه حاضر شده ، تناول مىكنند ، هر
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 98 ، ح 27 . ( 2 ) . همان ، ص 95 ، ح 10 . ( 3 ) . همان ، ص 96 ، ح 14 . ( 4 ) . همان ، ص 96 ، ح 12 .