سيد علاء الدين محمد گلستانه

56

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

چند صريحاً در مقام مذمّت در نمىآيند ؛ امّا به نحوى مىخورند و سلوك مىنمايند « 1 » كه صاحب‌خانه ، كمال انفعال و شرمندگى مىكشد ، و از طغيان و غفلتى كه دارند ، به اين معنى متفطّن نمىشوند كه كفران نعمت ، مخالف با حيا و مورد سَخَط الهى است ، چنانچه فرموده : « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » « 2 » و شكستن دل مؤمن ، امرى حقير نيست و ادخال سُرور در قلب مؤمن ، مسرور ساختن جناب اقدس الهى است . و بسيار است كه به سبب اين نوع كلمات و حركات سفيهانه ، سلبِ نعمت از ايشان مىشود و آرزوى عُشر عشيرِ آنچه در نظرشان نمىآمد ، مىكنند و ميسّر نمىشود . و اين معنى ، بسيارى را مشاهد و معاين شده و حضرت امير المؤمنين - عليه الصلاة والسلام - همچنانچه شيخ طوسى رحمه الله در تهذيب روايت نموده ، مىفرموده كه : مرا شرم مىآيد از خداى تعالى كه طعامى را كه گربه از او خورده باشد ، ترك كنم و از آن نخورم . « 3 » و چنانچه در بعضى روايت وارد شده ، [ كه آن حضرت ] دوست مىداشته كه نان‌ْخورش زياده از يك نوع نباشد و در مدّت حيات ، سه شب متوالى از نان گندم سير نشده‌اند . « 4 » پس زيد و عمرو بايد كه قدر خود و مرتبهء نعمت الهى را از اين جا قياس نمايند و ملاحظه نمايند كه اگر ايشان را خداى تعالى ، مثل جمعى كه در مراتب بندگى ، اشرفِ از ايشان‌اند ، محتاج كسب و مزدورى ساخته بود ، مستحقّ ده‌ْيكِ اين نعمت‌ها كه بى زحمت ميسّر شده ، نمىشدند . و مِن اللَّه العصمة و التأييد فى جميع الأحوال ! دويّم از آن جمله كه حضرت امام عليه السلام اشاره به آن فرموده ، اجتناب از چيزهايى است كه صالحانِ سابق بر اصحاب آن حضرت ، از آن اجتناب مىفرموده‌اند و مراد از صالحانِ سابقان ، مثل سلمان و ابو ذر و مقداد از صحابهء رسول صلى الله عليه و آله و از اصحاب امير المؤمنين عليه السلام و از صحابهء باقىِ ائمه عليهم السلام خواهد بود و بنا بر اين ، پرهيز كردن از امورى كه معلوم باشد كه طريقه و عادت اين طايفه ، اجتناب از آنها بود ، هر چند دليلى بر آن ظاهراً قائم نباشد ، مأمورٌ بِه خواهد بود ؛ إلّاما أخرجَهُ الدليل .

--> ( 1 ) . الف و ج : - « امّا به نحوى مىخورند و سلوك مىنمايند » . ( 2 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 7 . ( 3 ) . تهذيب الأحكام ، ج 1 ، ص 225 ، ح 655 . ( 4 ) . الأمالى ، طوسى ، ص 663 ، ح 27 ؛ شرح اصول الكافى ، ج 8 ، ص 365 و ج 10 ، ص 500 .