سيد علاء الدين محمد گلستانه

54

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

نوعى از انواع عار و قباحت باشد ، مكن . و بنا بر اين ، لفظ امر ، به معنى خود ، مستعمل شده خواهد بود . امّا معنى اوّل ، ظاهرتر و مشهورتر است . و كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام يا از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : ايمان و حيا ، به يكديگر مقرون و مربوطند . پس هر يكى برود ، ديگرى از عقبِ او مىرود . « 1 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه حيا ندارد ، ايمان ندارد . « 2 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : چهار صفت است كه هر گاه كسى موصوف به آنها باشد و از سر تا پاى او را معاصى فرو گرفته باشد ، خداى تعالى ، سيّئات و معاصى او را به حَسَنات ، مبدّل مىسازد : راست گفتن ، و حيا ، و حُسن خُلق با خلايق ، و اداى شكر نعمت‌هاى الهى . « 3 » و از جمله شعبه‌هاى حيا ، مراعات حقّ نعمت‌هاى الهى و اداى شكر نعمت است ، به قدر مقدور و هر چند اداى شكر نعمت‌هاى « 4 » الهى ، كما ينبغى ، بيرون از حوصلهء بشرى است ؛ چه نعمت‌هاى الهى ، زياده از مرتبهء شمار و حساب است ، چنانچه فرموده : « وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها » . « 5 » و مع ذلك ، توفيق اداى شكر ، نعمتى عظيم است . پس كسى كه موفّق به اداى شكر نعمتى شود ، به ازاى اين توفيق ، شكرى ديگر بر او واجب مىشود ، چنانچه حضرت سيّد الساجدين عليه السلام مىفرمايد كه : « اللَّهُمَّ إنَّ أحَداً لا يَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غايَةً إلّاحَصَلَ عَلَيْهِ مِن إحسانِكَ ما يُلْزِمُهُ شُكراً » ؛ يعنى : خداوندا ! به درستى كه هيچ كس نمىرسد به حدّى از حدود شكر تو ، مگر آن كه از احسان تو حاصل مىشود بر او نعمتى كه موجب شكرى ديگر مىشود . و بهترين اقسام شكر ، اعتراف تامّ است به تقصير و عجز از اداى شكر ، و تصديق و اذعان به آن كه توفيق شكر ، نعمتى است از نعمت‌هاى الهى . و كلينى رحمه الله از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده كه : خداى تعالى ، وحى كرد به حضرت موسى عليه السلام كه : يا موسى ! شكر مرا چنانچه بايد ، ادا كن . گفت « 6 » : خداوندا ! چگونه حق شكر « 7 » تو را به

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 106 ، ح 4 . ( 2 ) . همان ، ح 5 . ( 3 ) . همان ، ص 107 ، ح 7 . ( 4 ) . ب و ج : - « نعمت‌هاى » . ( 5 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 34 . ( 6 ) . ب : « عرض كرد » . ( 7 ) . الف : - « حقّ شكر » .