سيد علاء الدين محمد گلستانه
53
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
اعتبار - با وجود آن كه غالب اوقات ، از سخنان خير به ايشان ضررى نمىرسد - ، بيشتر از ديگران ، احتراز « 1 » مىنمايند و گاه باشد كه بر يك كلمهء ايشان ، اثرى چند مترتّب تواند شد در مثلِ رفع ظلم و بدعت كه از ديگرى به سعىها به ظهور نيايد . و بسيارى از اهل دنيا و ارباب اعتبار هستند كه به مجرّد دانستن قباحتِ كارى كه مرتكب مىشوند ، خصوصاً هر گاه از كسى شنوند كه اعتقاد فضل و خوبى به او داشته باشند ، تركِ آن امرِ قبيح مىنمايند . و محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله به سند مرفوع از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه : حيا ، دو نوع مىباشد : يكى حيايى كه [ از ] عقل ناشى مىشود ؛ و يكى [ حيايى كه ] از حماقت . و حياى عقل ، علم است و حياى حمق ، جهل است . « 2 » و بدان كه حيا از شرايف اخلاق كريمه است و همچنانچه مانع از ارتكاب امورى مىشود كه در عرف و عادت ، مستلزم عار و خفّت است ، مانع از مخالفت الهى ، مطلقاً مىشود ؛ چه ، اگر كسى خوبْ تأمّل كند در قبحِ مخالفت كسى كه از ابتداى خلقت تا وقت مخالفت ، از او غيرِ احسان و نيكى نسبت به آن بنده واقع نشده باشد و داند كه او بر آنچه بنده ارتكاب نمايد از خوب و بد ، اطّلاع تام دارد و به صفت حيا موصوف باشد ، البته حيا ، او را از آن فعل ، باز مىدارد ، و اگر حيا مسلوب شود ، نفس امّاره و شيطان ، همهء قبايح را سهل و آسان مىسازند « 3 » . و در كلام حضرت امير المؤمنين عليه السلام يا حديث نبوى وارد شده كه : « إذا لَمْ تَسْتَحى فَاصْنَعْ ما شِئْتَ » ؛ « 4 » يعنى : هر گاه شرم نكنى ، هر چه مىخواهى ، بكن . و اين كلام را بر دو وجه تفسير نمودهاند : يكى آن كه هر گاه ترك حيا كردى و فضيحت و عار بى شرمى را بر خود قرار دادى ، از هيچ فعل قبيحى « 5 » امتناع نخواهى كرد و ارتكاب هر كار بدى كه خواهش نفس به جانب آن مايل شود « 6 » ، خواهى كرد . پس امر در اين كلام ، به معنى توبيخ و سرزنش خواهد بود . ديگر آن كه نظر كن ، اوّلًا در كارى كه اراده كردهاى . پس اگر از جمله افعالى است كه بعد از كردن آن ، از خالق و خلايق شرمندگى نخواهى كشيد ، بكن آن كار را ، هر چه باشد ؛ و اگر متضمّن
--> ( 1 ) . الف و ج : - « احتراز » . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 106 ، ح 6 . ( 3 ) . ج : « مىشمارند » . ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 333 ، ح 8 . ( 5 ) . ب : - « قبيحى » . ( 6 ) . ب : « ميل كند » .