سيد علاء الدين محمد گلستانه
426
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
خواهى ديد آن چيزى را كه موجب سُرور و شادى تو گردد و در مرتبهء رفيع ، با ما خواهى بود . مرد پير گفت : چگونه فرمودى ؟ حضرت ، كلام خود را اعاده فرمود . مرد پير گفت : اللَّه اكبر ! اگر بميرم ، چنين ، و اگر زنده بمانم ، چنان خواهد بود . و مضمون كلام حضرت را اعاده كرده ، به هاىهاى بگريست تا آن كه آن قدر منحنى شد كه بر زمين چسبيد و اهل مجلس ، همگى به گريه افتادند از آنچه از حال او مشاهده نمودند . و حضرت ، به دست مبارك ، اشك از پلكهاى چشم او پاك مىكرد و مىافشاند . بعد از آن ، سر برداشت و گفت : اى فرزند رسول خدا ! « 1 » خداى تعالى ، مرا فداى تو گردانَد ! دست خود را به من ده . حضرت ، دست مبارك خود به او داد . پس بوسيد و بر چشمها و روى خود ماليد . بعد از آن ، سينهء مبارك آن حضرت را گشوده ، دست بر صدر و بطن مطهّر او ماليد . بعد از آن ، برخاست و گفت : السلام عليكم ! و چون به راه افتاد ، آن حضرت عليه السلام از عقبِ او نگاه مىكرد و بعد از آن ، متوجّه اهل مجلس شده ، فرمود : كسى كه خواهد مردى از اهل بهشت را ببيند ، نظر به اين مرد كند . حكم بن عُيَينَه مىگويد كه : من ، هرگز مانند و شبيه به اين مجلس ، نديده بودم . « 2 » و از بشير كُناسى روايت كرده كه گفت : شنيدم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : شما صِله كرديد و مردم ، قطع كردند . و شما دوست داشتيد و مردم ، دشمن داشتند . و شما شناختيد و مردم ، انكار كردند ، با آن كه حق بود . به درستى كه خداى تعالى ، محمّد صلى الله عليه و آله را بندهء خود ساخته بود ، پيش از آن كه او را پيغمبر كند و على بن ابى طالب عليه السلام ، بندهء خيرخواه خداى - عزَّ و جلَّ - بود . پس خداى - عزَّ و جلَّ - ، خير او را خواست و خداى - عزَّ و جلَّ - را دوست مىداشت . پس خداى - عزَّ و جلَّ - ، او را دوست داشت . به درستى كه حقّ ما در كتاب الهى بيان شده . صافى و خالصِ اموال ، مخصوص ماست و انفال ، به ما اختصاص دارد و ما جماعتى هستيم كه خداى تعالى ، طاعت ما را مفروض ساخته و شما پيروىِ كسى مىكنيد كه مردم ، در نشناختن « 3 » او معذور نيستند . و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : « كسى كه بميرد و امامى نداشته باشد ، بر طريقهء اهل جاهليت مُرده خواهد بود » . و بر شما باد به طاعت الهى يا اطاعت امر امام ! پس به تحقيق كه ديدهايد شما اصحاب ، على بن ابى طالب عليه السلام را . بعد از آن فرمود كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در مرض
--> ( 1 ) . الف : - « خدا » . ( 2 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 76 - 77 ، ح 30 . ( 3 ) . ب : « شناختن » .