سيد علاء الدين محمد گلستانه

427

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

موت فرمود كه : « دوستِ مرا از براى من ، طلب كنيد » . پس آن دو زن ( يعنى عايشه دختر ابو بكر و حفصه دختر عمر بن الخطّاب ) ، كس « 1 » فرستادند و پدرهاى خود را حاضر كردند . چون حضرت را نظر بر ايشان افتاد ، روى مبارك خود را از ايشان گردانيد . و فرمود كه : « دوست مرا براى من ، طلب كنيد » . پس باز ، ايشان آمدند و حضرت ، رو گردانيد . ديگر فرمود : « دوست مرا از براى من ، طلب كنيد » . ايشان گفتند : ما را ديد و اگر مىخواست ، با ما سخن مىگفت . پس عايشه و حفصه فرستادند و على بن ابى طالب عليه السلام را طلب نمودند . پس چون آن حضرت ، حاضر شد ، رو به او كرد و بر او چسبيد و مشغول سخن شد تا مدّتى . و بعد از فراغ ايشان ، حضرت على بن ابى طالب عليه السلام را ديدند و پرسيدند كه : با تو چه مىگفت ؟ حضرت فرمود كه : هزار باب از علم ، تعليمِ من كرد كه هر درى ، به هزار در ، مفتوح مىشود . « 2 » و از عمرو بن ابى المقدام روايت كرده كه گفت : از حضرت ابا جعفر صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود : من و پدرم بيرون آمديم تا آن كه به ما بين قبر و منبر آمديم . پدرم جمعى از شيعيان را ديد و بر ايشان ، سلام كرد . بعد از آن فرمود : و اللَّه كه من ، رياح و ارواح شما را دوست مىدارم ! پس مرا مددكارى كنيد به وَرَع و سعى در عبادت . و بدانيد كه به ولايت ما نمىتوان رسيد ، مگر به وَرَع و سعى در عبادت . و كسى از شما كه يكى از بندگان الهى را امام خود داند ، بايد كه آنچه او مىكند ، به جاى آورد . شماييد شيعهء الهى و مددكار الهى ، و شماييد سابقونِ اوّلون و سابقونِ آخرون ، و سابقونِ در دنيا و سابقونِ در آخرت به سوى بهشت . و ما ضامنيم از براى شما بهشت را به ضمان خداى - عزَّ و جلَّ - و ضمان رسول صلى الله عليه و آله ، و واللَّه كه بر درجهء جنّت ، پيش از شما طايفه‌اى « 3 » نخواهد بود . پس بر يكديگر ، پيشى گيريد در رغبت به درجات عاليه . شماييد مردان پاكيزه ، و زنان شمايند زنان پاكيزه كه عبارت است از زنان مؤمنه وحوريان خوش‌چشم ، و شماييد مؤمنان صدّيق . و به تحقيق كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام به قنبر فرمود كه : خوش‌حال باش و بشارت ده ديگران را و مسرور باش . واللَّه كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله وقت رحلت ، بر امّت خود غضبناك بود ، به غيرِ شيعيان ! به تحقيق كه هر چيزى را عزّتى هست و عزّت اسلام ، شيعيان‌اند ، و هر چيزى را رُكنى هست و ركن اسلام ، شيعيان‌اند ، و هر چيزى را رفعتى هست و رفعت اسلام ، شيعيان‌اند ، و هر چيز را شَرَفى هست و شرف اسلام ، شيعيان‌اند ، و هر چيز را سيّدى هست و سيّدِ مجالس ، مجالس شيعيان است ، و هر چيز را پيشوايى هست و پيشواى زمين ، زمينى است كه شيعيان در آن جا

--> ( 1 ) . ب : « كسى را » . ( 2 ) . همان ، ص 146 و 147 ، ح 123 . ( 3 ) . الف : « كسى » .