سيد علاء الدين محمد گلستانه

378

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

ظاهر مىشود و به اظهار ، باطل مىشود ، و رفعتِ قدر ، به پَست دانستن خود و فروتنى مىباشد و پستى ، به ترفّع و بلندپروازى . و همه كس را اين معنى مشاهد و محسوس شده كه كسى كه در مجلسى قصد مرتبه‌اى مىكند كه دونِ مرتبهء اوست ، همهء طبايع ، مايل به اعزاز و احترام او مىشود ، و كسى كه خود را بر صدر مجلس مىاندازد ، همگى سعى در تحقير و اهانت او مىكنند . [ ب . توانگرى و ثروت ] ديگر از جملهء اسبابِ تكبّر ، توانگرى و ثروت و مال و فرزند و حصول اسباب جمعيّت است و در اين امور ، اگر كسى نيك تأمّل كند ، مىداند كه موجب كبر نمىشود ؛ زيرا كه معنى جمعيّت ، به غير از آن نيست كه خداى تعالى به بندهء خود عطايى « 1 » چند فرموده و به قدر آن ، چيزى چند از او خواسته و به امتحان و آزمايش فرمود و در خور آنچه در دنيا به او رسيده ، از ثواب فقر و عوض‌هاى مضاعفهء آخرت ، محروم مانده . پس اگر چنانچه هريك را در مصرف خود صرف نمايد و به لوازم آن ، كما ينبغى قيام نمايد ، از عهدهء تكليف بيرون آمده ، به قدر آن ، ثواب خواهد يافت و اگر در مصارف باطل صرف نمايد يا بگذارد به كسانى كه بعد از او صرف نمايند و از او ممنون نباشند و بر اين معنى ، او را مدح و ستايشى نكنند ؛ بلكه گويند : « ميراثى است كه خداى تعالى ، جهت ما مقرّر فرموده » ، حاصل چنين جمعيّتى به غير ندامت و پريشانى ، امرى نخواهد بود ، خواه در مصارف خوب بعد از او صرف كنند و خواه در مصرف بد . امّا در مصرف خوب ؛ زيرا كه مال خود را در ترازوى حَسَنات ديگرى خواهد ديد و حسرت خواهد برد كه چرا خود از آن ، ثواب و انتفاع نبردم . و امّا در مصرف بد ؛ زيرا كه ندامت خواهد داشت كه چرا معينِ ظالم و مددكار فاسق شدم و از مال خود ، انتفاع نبردم . و تفسير آيه « كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ » ، « 2 » در اين حديث ، بر اين وجه مذكور شد . « 3 » پس صاحب جمعيّت ، از دو حال بيرون نيست : يا به تكليفى و مشقّتى مكلّف شده و از عهدهء بندگى بيرون آمده ، يا آن كه در دنيا از جهت مال و فرزند و خوف ، تلف و جهات تفرقهء خاطر - كه لازمهء متاع دنياست - ، غم‌ها خورده . و اين معنى ، سبب تكبّر بر كسى نمىشود ، خصوصاً بر

--> ( 1 ) . الف : « عطاى » . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 167 . ( 3 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 42 ، ح 2 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 62 ، ح 1713 ؛ وسائل الشيعة ( اسلاميه ) ، ج 6 ، ص 21 ، ح 11465 .