سيد علاء الدين محمد گلستانه

336

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

مىدانيد كه ولىّ شما كيست ؟ گفتند : بلى . خدا و رسول او ، ولىّ مايند . فرمود كه : آيا نمىدانيد كه من ، اولى هستم به شما از خود شما ؟ گفتند : بلى . فرمود : « اللّهُمَ أشْهِدَ ! » ؛ يعنى : خداوندا ! تو گواه باش . و اين كلام را سه مرتبه اعاده فرمود و در هر مرتبه ، مردم به طريق اوّل ، جواب مىگفتند و مىفرمود كه : « اللّهُمَ أشْهِد ! » . بعد از آن ، دست حضرت على ابن ابى طالب عليه السلام را گرفته ، بلند كرد تا به حدّى كه سفيدىِ زير بغل هر دو را مردم ديدند . بعد از آن فرمود كه : « ألا مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذَا عَلِىٌّ مَوْلاهُ . اللّهُمَّ والِ مَنْ والَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلُ مَنْ خَذَلَهُ وَ أحِبَّ مَنْ أحَبَّهُ ! » ؛ يعنى : آگاه مىكنم شما را كه هر كس كه من مولاى او بودم ، پس مولاى او ، اين على است . خداوندا ! دوستى كن با هر كس كه با او دوستى كند ، و دشمنى كن با هر كس كه با او دشمنى كند ، و يارى كن هر كس را كه او را يارى كند ، و يارى مكن كسى را كه تركِ يارى او كند ، و دوست دار كسى را كه دوست دارد او را . بعد از آن فرمود كه : خداوندا ! تو گواه باش بر ايشان ، و من ، از جملهء گواهانم . پس عمر بن الخطّاب ، در ميان اصحاب كه حاضر بودند ، گفت : يا رسول اللَّه ! اين امر از جانب خداى تعالى است يا از جانب رسولش ؟ حضرت فرمود كه : بلى . از جانب خدا و رسول ، هر دو است . به درستى كه او ، امير مؤمنان و پيشواى متّقيان و قائدِ غِرّ مُحَجّلين است . و غِرّ ، اسبان پيشانى سفيد را مىگويند ، و مُحَجّل ، اسبِ دست و پا سفيد است ، و قائد آنها ، كسى است كه آنها را از عقب خود مىبَرد . و چون اين نوع « 1 » اسب در ميان عرب به ميمنتْ معروف است ، از اصحاب سعادت و نجات - كه شيعيان و متابعان امير المؤمنين عليه السلام هستند - ، به اين لفظ تعبير فرموده . بعد از آن فرمود كه : خداى تعالى ، على بن ابى طالب را بر كنار صراط مىنشانَد در روز قيامت . پس دوستان خود را داخل بهشت مىكند و دشمنان خود را به جهنّم مىفرستد . پس جمعى از اصحاب حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه بعد از او مرتد شدند ، با يكديگر گفتند كه : محمّد ، در مسجد خَيف ، گفت ، آنچه شنيديد و در اين جا مىگويد ، آنچه مىگويد و اگر به مدينه برسد ، از ما به جهتِ على بن ابىطالب ، بيعت خواهد گرفت . پس ، چهارده كس از ايشان جمع شدند و با يكديگر ، مشورت كردند و بر قتل حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله اتّفاق نمودند و در عَقَبه از شعبى كه در ميانهء جُحْفه و ابوا واقع شده ، كمين كردند و هفت كس در « 2 » طرف دست راست عَقَبه ، و هفت كس

--> ( 1 ) . الف : - « نوع » . ( 2 ) . ج : « از ايشان در » .