سيد علاء الدين محمد گلستانه
302
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
نام آن چيز را پيش او ببرند « 1 » . و به تحقيق كه در باب آن حضرت صلى الله عليه و آله امرى متحقّق است كه دليل مىشود بر معايب دنيا و بدىهاى او ؛ زيرا كه در دنيا با وجود رتبهء خاص كه در درگاه الهى داشت ، گرسنه مىبود و زخارف دنيا را با وجود قرب الهى ، به او نداده بودند . پس بايد كسى كه صاحب فكر و بينا باشد ، به عقل خود ملاحظه نمايد كه آيا خداى تعالى ، حضرت پيغمبر را صلى الله عليه و آله به اين معنى عزيز و گرامى داشته يا او را خوار و حقير ساخته ؟ پس اگر گويد كه او را خوار ساخته ، دروغ مىگويد به حقّ خداوند عظيم ، و اگر گويد كه « 2 » گرامى داشته ، پس « 3 » بايد بداند كه خداى تعالى ، ديگران را خوار كرده ، از اين جهت كه وسعتِ دنيا به ايشان داده ، و « 4 » از آن كس كه از همه به او نزديكتر و قربش بيشتر است ، باز داشته و به او نداده . پس بايد كه هر پيروىكننده ، پيروىِ پيغمبر خود صلى الله عليه و آله بكند و از عقبِ او برود و داخل شود در چيزى كه او داخل شده ، و اگر چنين نكند ، از هلاك ، ايمن نباشد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، ديگران را خوار كرده از اين جهت كه وسعت دنيا به ايشان داده و محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله را علامتِ روز قيامت و بشارتدهندهء به بهشت و ترساننده از عقوبت خود « 5 » ساخته . و از دنيا گرسنه بيرون رفت و بىعيب و نقص « 6 » به دار آخرت رفت و سنگى بر روى سنگى نگذاشت تا وقتى كه از دنيا رحلت فرمود و دعوت خداوندِ خود را اجابت فرمود . پس چه عظيم « 7 » است سنّت الهى بر ما از اين جهت كه چنين پيشرويى بر ما عطا فرموده كه متابعتِ او كنيم ، و چنين راهبرى به ما داده كه از عقبِ او برويم . و واللَّه كه بر اين پيراهن خود ، آن قدر پينه زدهام كه از آن كس كه پينه مىزد ، شرمنده شدم و كسى به من گفت كه : آيا اين پيراهن را نخواهى انداخت ؟ گفتم : از من دور شو كه وقتى كه صبح مىشود ، مردم ، آنهايى را كه شب رفتهاند ، تحسين خواهند كرد . « 8 » يعنى بعد از آن كه صبح قيامتْ طلوع خواهد كرد ، جمعى كه در خواب غفلت و مشغول ادراك لذّت دنيوىاند « 9 » ، خواهند دانست كه خطا كردهاند و راه نجات ، « 10 » ترك دنياست . و در وصيّتى كه به جهت امام حسين عليه السلام يا به جهت محمّد بن الحنفيه نوشته و در نهج البلاغة و
--> ( 1 ) . ب : « برند » . ( 2 ) . ب و ج : - « كه » . ( 3 ) . الف : - « پس » . ( 4 ) . ب : - « ديگران را خوار كرده ، از اين جهت كه وسعتِ دنيا بهايشان داده ، و » . ( 5 ) . الف : - « خود » . ( 6 ) . الف : - « و نقص » . ( 7 ) . ج : « بسيار » . ( 8 ) . نهج البلاغة ، ج 2 ، ص 55 - 60 ، خطبهء 160 . ( 9 ) . الف : - « جمعى كه در خواب غفلت و مشغول ادراك لذّت دنيوىاند » . ( 10 ) . ج : + « راه » .