سيد علاء الدين محمد گلستانه
280
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و ظاهر اين حديث ، دليل است بر آن كه دو قِسم اوّل ، صحيح ، بلكه مقبول است ، امّا قِسم سوم ، افضل است . و ممكن است كه مراد از عبادت به جهت محبّت ، همان معنىاى باشد كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرموده كه : خداوندا ! بندگى نكردهام تو را از ترس عذاب آتش جهنّم ، و نه از براى طمع و آرزوى بهشت ؛ بلكه تو را سزاوار بندگى و پرستيدن يافتم . پس عبادت تو به جاى آوردم ؛ زيرا كه اهليت عبادت از جمله اسباب محبّت است . و مىتواند بود « 1 » كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مرتبهاى از كمال بندگى را ذكر فرموده باشد كه در ميان بندگان كامل الهى ، بسيار مىباشد و نادر الوقوع نيست ، و مرتبهاى كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام به آن اشاره فرموده ، اعلاىِ مراتب كمال باشد . و شيخ شهيد رحمه الله در قواعد ، چند فرد ديگر از افراد نيّت [ را ] ذكر كرده كه هر گاه غرض بنده در عبادت ، يكى از آنها باشد ، عبادتش صحيح خواهد بود : يكى ، آن كه عبادت الهى را از براى شكر نعمتهايى نامتناهى « 2 » - كه هر يك از بندگان ، از ابتداى فطرت تا وقت رحلت در آن مستغرقاند - به جا آورد « 3 » و باعث و داعىِ او بر عبادت ، ملاحظهء نعمت و اداى شُكر احسان بوده « 4 » باشد . و از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت نمودهاند كه : اين نوع عبادت ، عبادت احرار است . « 5 » ديگر آن كه بندگى الهى را از براى حياى از مخالفت و شرم از معصيت ، به جاى آورد و باعث او بر عبادت ، ملاحظهء قُبحمعصيت وشناعت مخالفت باشد ، و ظاهر بعضىاخبار ، بهاين معنىِ اشعار دارد . ديگر آن كه عبادت الهى را از براى تعظيم و مهابت به جا آورد ، و اين معنى نيز از بعضى احاديث ، مفهوم مىشود و باعث بر بندگى ، ملاحظهء بزرگى و مشاهدهء عظمت الهى بوده باشد ؛ و اين معنى نيز از بعضى احاديث ، مفهوم مىشود . « 6 » و ديگر آن كه عبادت از براى اطاعتِ امر و انقياد فرمان الهى باشد ، و شايد كه از معنى قريب بعضى الفاظ ديگر كه مِن حيث المعنى ، قرب به اين الفاظ باشد ، تعبير توان نمود . و شكّى نيست در آن كه اين مراتب ، اكملاند از آن كه ملاحظهء ثواب و عِقاب ، به تنهايى يا به انضمام با بعضى از اين معانى بر تقدير صحّت ، باعث بر عبادت بوده باشد ؛ ليكن قصد وجوب و ندب را در عبادت معرّا ساختن از ملاحظهء ثواب و عِقاب ، خالى از اشكال نيست . واللَّه تعالى يعلم !
--> ( 1 ) . الف و ب : - « بود » . ( 2 ) . الف و ب : - « نامتناهى » . ( 3 ) . القواعد و الفوائد ، ج 1 ، ص 90 . ( 4 ) . الف : - « بوده » . ( 5 ) . نهج البلاغة ، ج 4 ، ص 53 ، حكمت 237 . ( 6 ) . الف : - « و باعث بر بندگى ، ملاحظهء بزرگى و مشاهدهء عظمت الهى بوده باشد ؛ و اين معنى نيز از بعضى احاديث ، مفهوم مىشود » .