سيد علاء الدين محمد گلستانه

281

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

[ هفتم : ذكر الهى ] هفتم ، مشغول ساختن زبان است به ذكر الهى تا باز مانَد از اشتغال به اقوال باطله كه صاحب آنها ، مستحقّ خلود در نار مىشود با عدم توبه . و مراد به اقاويل باطلهء مذكوره ، قولى چند است كه باعث خروج از اسلام يا خروج از ايمان شود يا آن كه از اين معنى باشد . و مراد از آن كه فرموده كه : « اهل آنها ، مخلّد در نار مىباشند » ، آن باشد كه با وجود استحلال ، مخلّد در نارند ، و اين صورتى است كه حرمت آن قول باطل ، معلوم بوده باشد ، بالضّروره يا مطلقاً ، و تأويل نمودن خلود نيز ، ممكن است و خالى از بُعدى نيست . و بدان كه تهليل و تسبيح و امثال آنها ، به هر لفظ و هر « 1 » عدد كه باشد ، موجب ثواب و رفع درجات مىشود ، از آن جهت كه امتثال امر الهى به ذكر مطلق يا ذكر كثير در ضمن آنها به عمل مىآيد . اگر « 2 » چنانچه اذكار ، موافق اعداد والفاظى باشد كه از ائمّهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم أجمعين - منقول شده ، افضل و اكمل و متضمّن امتثال امر مطلق و امر خاص خواهد بود و كسى غير ايشان را راهى به معرفت فضل و مقدار ثواب هر يك از اذكار نيست ، و خصوص اذكارى را كه از ايشان روايت نشده ، اگر كسى عبادت داند ، بدعت و تشريع خواهد بود . و اذكار منقوله ، دو قسمت است : بعضى مخصوص است به وقتى خاص ، مثل عقيب صلوات و امثال آن ، چنانچه در كتاب‌هاى دعا و تعقيبات ، مذكور است و اين مختصر ، گنجايش تفصيل آنها ندارد ؛ و بعضى مخصوص به وقتى نيست . و در اين مقام ، قدرى از آنها مذكور مىشود . از آن جمله ، محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : كسى كه هر روز ، ده مرتبه بگويد : « أشْهَدُ أنْ لاإلهَ إلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لاشَرِيكَ لَهُ إلهاً وَاحِداً أحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لاوَلَداً » ، خداى تعالى ، از براى او چهل و پنج هزار حسنه مىنويسد و چهل و پنج هزار سيّئه از او محو مىكند « 3 » و چهل و پنج هزار درجه از براى او رفيع « 4 » مىگرداند . « 5 » و از آن حضرت ، روايت نموده كه فرمود : كسى هر روز بگويد : « لا إلهَ إلَّااللَّهُ حَقّاً حَقّاً لاإلهَ إلَّا اللَّهُ عُبُودِيَّةً وَ رِقّاً لاإلهَ إلَّااللَّهُ إيماناً وَ صِدْقاً » ، خداى تعالى ، متوجّه او مىشود و رو از او نمىگرداند تا آن كه به بهشت رود . « 6 »

--> ( 1 ) . الف : - « هر » . ( 2 ) . ج : « امّا اگر » . ( 3 ) . الف : - « و چهل و پنج‌هزار سيّئه از او محو مىكند » . ( 4 ) . الف و ب : « رفع » . ( 5 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 519 ، ح 1 . ( 6 ) . همان ، ص 519 ، ح 1 .