سيد علاء الدين محمد گلستانه
267
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
است ، يابن رسول اللَّه ؟ فرمود : از براى آن كه خداى - عزَّ و جلَّ - انبيا و اوصيا عليهم السلام را به سكوت ، مبعوث نساخته ؛ بلكه ايشان را به جهت كلام و تبليغ احكام به خلق فرستاده و مردمان ، مستحقّ جنّت به سكوت نشدهاند و ولايت الهى ، به سكوتْ حاصل نشده و خلاصى از جهنّم ، به سكوت نشده ؛ بلكه اينها همه به كلام حاصل شده و من ، قمر را با شمس نسنجم . به درستى كه تو وصف مىكنى فضل و خوبى سكوت را به سخنى كه در اين باب مىگويى و نمىتوانى كه فضل كلام را به سكوت ، وصف كنى . « 1 » و ظاهر ، آن است كه مراد حضرت عليه السلام نه آن است كه سكوت ، مطلقاً مدخليّتى « 2 » در رفتن بهشت و خلاصى از جهنّم ندارد ، بلكه غرض آن است كه « 3 » اصل و عمده در اين معانى ، كلام است ؛ زيرا كه اصل ايمان ، تكلّم به كلمهء شهادت است . ديگر ، اقامت صلوات و رسانيدن احكام الهى و هدايت نمودن جهّال و امر به معروف و نهى از منكر و ذكر الهى در جميع احوال و امثال اين امور ، و به اين معنى اشارت فرموده به آن كه سكوت را قمر ناميده . [ مواردى كه سخن گفتن بايسته است ] و از جملهء افراد كلامِ متضمّن فضائل و موجب وصول به مرتب عاليه ، ذكر الهى است و بعضى اخبار در آن باب ، عنقريب ، مذكور مىشود . [ امر به معروف و نهى از منكر ] ديگر ، امر به معروف و نهى از منكر است در جايى كه شرايط آن ، موجود باشد و آن ، موافق مشهور ، چهار چيز است : يكى آن كه شخصى كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند ، داند كه معروف ، كدام است و منكر ، چيست . ديگر ، آن كه علامت ترك و پشيمانى از شخصى كه ترك معروف و ارتكاب منكر مىكند ، ظاهر نباشد ؛ بلكه بر فعل قبيح خود ، اصرار داشته باشد . ديگر ، تجويز تأثير است ؛ يعنى احتمال آن رود كه به امر و نهى ، دست از فعل خود بدارد . ديگر ، آن كه در اين امر و نهى ، ضررى به آن شخصى كه امر و نهى مىكند يا به ديگرى از
--> ( 1 ) . الإحتجاج ، ج 2 ، ص 45 . ( 2 ) . ج : « مدخليت » . ( 3 ) . ب : - « سكوت ، مطلقاً مدخليّتى در رفتن بهشت و خلاصى از جهنّم ندارد ، بلكه غرض آن است كه » .