سيد علاء الدين محمد گلستانه

254

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و آن كه بعضى گفته‌اند كه مراد از آن كه فاسق را غيبت نيست ، آن است كه غيبت فاسق ، جايز نيست ، از لفظ بعيد است و بعضى احاديث كالصّريح ، بر « 1 » خلاف اين معنى است . ديگر ، ياد كردن كسى است به عيبى ظاهر كه در او باشد ( مثل كورى يا لنگى ) ، از براى آن كه مردم بدانند كه مراد ، كدام شخص است ، و اين تجويز ، در صورتى است كه آن شخص را به غير از آن صفت نتوان شناسانيد و ضرورتى شرعى در ذكر آن شخص بوده باشد و با وجود آن از روى تحقير ، ذكر نكنند . و ظاهر آن است كه ضرورت شرعى ، وقتى حاصل مىشود كه مفسده‌اى در ذكر نكردن آن شخص ، اعظم از غيبت باشد ، و آن كه مفسده در كدام صورت و چه مقام ، اعظم است ، محلّ تأمّل و اشكال است و اگر چنين غرضى متعلّق نباشد ، از آن كلام ، ساكت بايد بود . و از حديث سابق كه در معنى غيبتْ مذكور شد ، چنان ظاهر مىشد كه ذكر كردن كسى به امور ظاهره ، مثل تندى و تعجيل ، داخل غيبت نيست و بنا بر اين ، شايد كه ذكر اين قسمِ عيوب ، غيبت نباشد ، هرگاه از روى استحقار نبوده باشد ؛ ليكن سند آن حديث ، موافق اصطلاح متأخّرين ، صحيح نيست و حديث ديگر موافق آن مضمون به نظر نرسيده و عمومات اخبار و ظاهر آيه ، معارض آن حديث است . و جمعى كه به لقبى مشهور شده‌اند كه متضمّن حقارتى باشد ، ذكر ايشان به آن لقب ، ظاهر آن است كه داخل غيبت « 2 » باشد و از خصوص آن در آيه و حديث ، نهى وارد شده . و ابن بابويه رضى الله عنه در عيون اخبار رضا عليه السلام ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه : آن حضرت ، روزى شعرى خواند . مردى گفت : خداى تعالى ، تو را عزيز بدارد ! اين شعر از كيست ؟ فرمود كه : شعر يكى از عراقيانِ شماست . گفت : اين شعر را ابو العتاهيهء شاعر ، به اسم خود براى من خواند . حضرت فرمود كه : اسم مادرش را بگذار و اين قِسم ياد كردن را ترك كن ؛ زيرا كه خداى تعالى مىفرمايد كه : « وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ » ، « 3 » و شايد كه آن مرد ، راضى نباشد به آن كه او را چنين ياد كنند . « 4 » و ترجمهء ظاهر لفظ الهى آن است كه : مخوانيد يكديگر را به لقب‌ها . و چند نوع ديگر از غيبت را استثنا كرده‌اند و دليل بعضى از آنها ، محلّ تأمّل است . و از احاديث مذكوره ، مذمّت گوش كردن غيبت و نشستن در مجلسى كه در آن جا غيبت مؤمنى را « 5 » كنند و فضيلت رد كردن غيبت از مؤمنان ، ظاهر شدند . و كفّارهء غيبت بعد از توبه و طلب

--> ( 1 ) . ب : « در » . ( 2 ) . ب : « عيب » . ( 3 ) . سورهء حجرات ، آيهء 11 . ( 4 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 190 و 191 ، ح 7 . ( 5 ) . الف : - « را » .