سيد علاء الدين محمد گلستانه
228
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
به سند و نوشتهء تو نكند و نپرسد كه گواهان تو كيستند تا وقتى كه تو را از آن خانه ، چشمْ باز مانده يا بر دوش حاملان جنازه بار كرده ، بيرون كند و تو را به قبرت ، مجرّد از مال و آنچه در دنيا دل به آن بستهاى ، تسليم نمايد . پس با خود فكر كن و ببين كه مبادا اين خانه را از غير صاحبش خريده باشى يا زرش را از ممرّ حرامى تحصيل كرده باشى ، كه اگر چنين باشد ، خسران دارَين و زيانكارى دنيا و آخرت ، تو را حاصل شده خواهد بود . و اگر چنانچه در وقت خريدن خانه نزد من مىآمدى ، از براى تو سندى مىنوشتم به نحوى كه مذكور مىشود تا تو رغبت در خريدن اين خانه به يك درهم و زياده از آن [ هم ] نمىكردى ، و صورت آن نوشته ، اين است كه : اين خانه ، چيزى است كه ابتياع نموده آن را بندهاى ذليل از مردى مُشرف بر موت و رحيل ، كه مضطرب ساخته او را رحلت از دنيا . خريده اين مشترى از آن بايع ، خانهاى از سراى غرور و فريفتگى از جانبى كه مسكن جمعى است كه عاقبتِ حالشان ، فناست و از محلّهاى يا قافلهگاه « 1 » طايفهاى كه آخر كارشان موت و هلاك است . و احاطه نموده است به اين خانه ، چهار حد : حدّ اوّل ، منتهى مىشود به اسباب آفتها و بيمارىها ؛ و حدّ دوم ، منتهى مىشود به اسباب بلاها و مصيبتها ؛ و حدّ سوم ، منتهى مىشود به خواهشهاى كُشنده و هلاككننده ؛ و حدّ چهارم ، منتهى مىشود به شيطانى گمراه سازنده ، و درِ اين خانه از آن سمتْ گشوده مىشود . خريده است اين مردى كه به آرزوهاى خود گول خورده ، از آن مردى كه اجل ، او را به حركت آورده و مضطرب ساخته اين خانه را كه وصف و حدودش مذكور شد ، به قيمتى كه آن ، عبارت است از : بيرون آمدن از عزّتِ قناعت و داخل شدن در خوارىِ طلب و مذلّت خضوع . پس آنچه برسد به اين مشترى از عيب يا نقصان ، ضامن آن ، كسى است كه كهنه يا مضطرب مىسازد ابدانِ پادشاهان را ، و به جبر و قهر مىگيرد جانهاى جبّاران را ، و زايل و باطل مىسازد سلطنت و پادشاهى فراعنه را ، مثل كسرا ، كه پادشاه عجم است ، و قيصر ، كه سلطان « 2 » روم است ، و تُبَّع ، كه پادشاه يمن است ، و حَمْيَر ، كه پادشاه طايفهاى است از عرب ، و آن كسى كه جمع كرده اموال را بر سرِ يكديگر تا صاحب مال بسيار شده ، و آن كسى كه بنايى گذاشته و اساس آن را محكم « 3 » كرده و بطنان آن بنا را زينت داده و به فرشهاى الوان و بالشها آراسته گردانيده يا آن كه بنا را مرتفع و عالى ساخته و ذخيرهها گذاشته و به اعتقاد خود ، از براى فرزندان ، فكر و
--> ( 1 ) . ب : « محلّه تا قافلهگاه » . ( 2 ) . ب : « پادشاه » . ( 3 ) . ب و ج : « مستحكم » .