سيد علاء الدين محمد گلستانه

224

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و فرمود كه : اين ، قوام ، يعنى عدل و ميانه‌روى است . « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : اگر كسى آنچه داشته باشد ، در راه خدا صرف كند ، خوب نكرده و توفيق نيافته . آيا حق تعالى نفرموده كه : « وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ » ؟ « 2 » ؛ يعنى : خود را به دست خود ، به هلاك ميندازيد « 3 » و احسان كنيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، احسان‌كنندگان را دوست مىدارد . پس فرمود : مراد از « محسنين » ، عدل‌كنندگان و ميانه‌روان‌اند . « 4 » و از اين احاديث ، ظاهر شد كه اسراف در صرف نمودن مال در راه‌هاى خير نيز جارى مىشود و هر گاه خيرات و تصدّقات به حدّى رسد كه موجب پريشانى شود ، اسراف خواهد بود . [ انواع اسراف ] و بدان كه از احاديث ، ظاهر مىشود كه اسراف ، بر چند نوع است : يكى ، تجاوز نمودن از حد در انفاق ، اگر چه در راه‌هاى خير باشد ، چنانچه گذشت . ديگر ، ضايع كردن مال و بىفايده تلف نمودن ، هر چند آن مال ، اندكى بوده باشد ، مثل ريختن آبى كه در ظرف ، بعد از خوردن بمانَد و پاشيدن هسته خرما و امثال آن ، چنانچه محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : ميانه‌روى ، چيزى است كه خداى تعالى آن را دوست مىدارد ؛ و اسراف ، امرى است كه خداى تعالى آن را دشمن مىدارد و حتّى انداختن هسته خرما ، به جهت آن كه به كارى مىآيد ، و حتّى ريختن زيادتىِ آبى كه بياشامى . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه شخصى پرسيد كه : ادناى مراتب اسراف ، كدام است ؟ فرمود : بسيار پوشيدن و مبتذل ساختن جامهء نگه‌داشتنىِ خودت ، و آن كه بريزى آنچه [ را ] در ظرف زياد آيد ، و آن كه خرما را بخورى وهستهء آن را اين طرف و آن طرف بيندازى . « 6 » و عيّاشى رحمه الله در تفسير [ خود ] ، از بشر بن مروان روايت كرده كه گفت : [ نزد ] حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتم . حضرت ، رُطبى طلبيد . پس يكى از آنها كه حاضر بودند ، هستهء خرما را [ دور ] مىانداخت . آن حضرت ، دست او را گرفت و فرمود : اين ، از جملهء تبذير است و خداى تعالى ،

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 54 و 55 ، ح 1 . ( 2 ) . بقره ، آيهء 195 . ( 3 ) . ب : « نيندازيد » . ( 4 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 53 ، ح 7 . ( 5 ) . همان ، ص 52 ، ح 2 . ( 6 ) . همان ، ص 56 ، ح 10 .