سيد علاء الدين محمد گلستانه

212

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

خداوند كه به ذكر او از يكديگر ، مطالب سؤال مىكنيد و طلب عطوفت مىنماييد ، و بپرهيزيد از رحِم و او را قطع مكنيد ! « 1 » و آيه را به بعضى وجوه ديگر نيز تفسير كرده‌اند . و از حضرت على بن الحسين عليهما السلام روايت كرده كه فرمود كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : كسى كه مسرور شود از آن كه خداى تعالى ، عمر او را دراز كند و روزىِ او را فراخ كند ، پس بايد كه صِله كند رحِم خود را ؛ زيرا كه رحِم را روز قيامت ، زبانِ « 2 » تندى خواهد بود و خواهد گفت : خداوندا ! صله كن كسى را كه صِلهء من به جاى آورده ، و قطع كن كسى را كه مرا قطع كرده ! و گاه باشد كه شخصى ، علامات خوبى از او ظاهر باشد و ناگاه ، رحِمى كه او را قطع كرده ، بيايد و او را بيندازد به پايين‌ترين جايى از قعر جهنّم . « 3 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده : كه ابو ذر - رضى اللَّه عنه - مىگفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود كه : روز قيامت ، رحِم و امانت ، در دو طرف صراط خواهند بود . پس هرگاه بگذرد مردى كه صِلهء رحِم به جاى آورنده و اداكنندهء امانت باشد ، به سلامت گذشته ، به بهشت خواهد رفت ، و هر گاه مردى خائنِ امانت و قاطعِ رحِم ، خواهد بگذرد ، نفع نمىكند او را با اين دو معصيت ، هيچ عملى و صراط ، حركت نموده ، او را به ميان آتش خواهد انداخت . « 4 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : صِله كن رحِم خود را ، اگرچه به شربت آبى باشد . و افضل افراد صِلهء رحِم ، باز داشتن اذيّت است از ايشان ، و صِلهء رحِم ، موجب تأخير اجَل و [ موجب ] محبّت اهل است . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : صِلهء رحِم و حُسن جوار ، يعنى رعايت همسايه يا محافظت كسى كه پناه آورده ، خانه‌ها را آبادان مىكند و عمرها را زياد مىكند . « 6 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : مردى به خدمت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمده ، گفت : يا رسول اللَّه ! اهل بيت من ، به غير از آزار و دشنام و جدايى از من ، كارى نمىكنند . پس آيا من ترك كنم ايشان را ؟ فرمود كه : هرگاه چنين كنى ، خداى تعالى ، شما همه را ترك خواهد كرد . گفت : پس چه كار كنم ؟ فرمود : صِله كن هر كس را كه تو را قطع كند ، و عفو كن از هر كس كه بر تو ظلم كند ؛

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 156 ، ح 26 . ( 2 ) . ج : « زبانى » . ( 3 ) . همان ، ص 157 ، ح 29 . ( 4 ) . همان ، ص 152 ، ح 11 . ( 5 ) . همان ، ص 151 ، ح 9 . ( 6 ) . همان ، ص 667 ، ح 8 .