سيد علاء الدين محمد گلستانه

213

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

زيرا كه اگر چنين كنى ، از جانب خداى تعالى ، تو را مددكارى بر ايشان خواهد بود . « 1 » و ابن بابويه رحمه الله در فقيه روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود در وصايا كه به حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرموده كه : يا على ! دو سال راه برو از براى نيكى به والدين ، و يك‌ساله « 2 » راه برو از براى صِلهء رحِم ، و يك ميل - كه ثلثِ فرسخ باشد - برو از براى عيادت بيمار ، و دو ميل برو از براى تشييع جنازه ، و سه ميل برو از براى اجابتِ دعوت ، و چهار ميل برو از براى زيارت برادر مؤمن ، و پنج ميل برو از براى اجابت مُضطر ، و شش ميل برو از براى يارى كردن مظلوم . « 3 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : تصدّق را يكىْ دَه ، خداى تعالى ثواب مىدهد و قرض را ، يكىْ هجده ، و صِلهء برادران را يكىْ بيست ، و صِلهء رحِم را يكىْ بيست و چهار . « 4 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه پرسيدند كه : كدام تصدّق ، افضل است ؟ فرمود كه : تصدّقى كه به ذى رحِمى بكنند كه دشمن باشد . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرموده « 6 » : تصدّق نيست در وقتى كه يكى از اقارب ، محتاج باشد . « 7 » و احاديث در باب صِلهء رحِم ، بسيار است و در اين مقام به آنچه مذكور شد ، اكتفا مىشود . [ بيست و هشتم : خوردن مالِ حرام ] بيست و هشتم از جملهء كبائر - چنانچه از حديث اعمش و حديث « شرايع دين » ، ظاهر مىشود - ، اكلِ سُحْت ، يعنى خوردن مال حرام است . و مال حرام را سُحْت به جهت آن مىگويند كه بركت را زايل مىگرداند « 8 » و ظاهر ، لفظ سُحت ، جميع اقسام مال حرام را شامل است ، اگرچه معصيت در بعضى از آنها زياده از بعضى است و در بعضى از احاديث ، تصريح به عموم واقع شده - چنانچه مذكور مىشود - ، و آن كه در بعضى اخبار ، تفسير سُحت به رشوه واقع شده ، مىتواند بود كه از راه انحصار نباشد ؛ بلكه از جهت آن باشد كه از بعضى ديگر ، قبيح‌تر است . و بر اين معنى دلالت مىكند آنچه كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : هر خيانتى كه كسى از امام بكند ، سُحت است و خوردن مال يتيم و مانند آن ، سُحت است .

--> ( 1 ) . همان ، ص 150 ، ح 2 . ( 2 ) . ب : « يك‌سال » . ( 3 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 361 ، ح 5762 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 67 ، ح 1738 . ( 5 ) . همان ، ص 68 ، ح 1739 . ( 6 ) . الف : - « فرموده » . ( 7 ) . همان ، ح 1740 . ( 8 ) . ب و ج : « مىسازد » .