سيد علاء الدين محمد گلستانه
209
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
[ صلهء رحِم و مراتب آن ] و معنى صِله كه امر به آن شده ، آن چيزى است كه در عرف و عادت ، آن را صِله نامند ؛ زيرا كه حقيقت شرعى و لغوى از براى اين لفظ ، ثابت نيست و ظاهر آن است كه معنى صِله به حَسَب اختلاف عادات و اوضاع ، و دورى و نزديكى منازل و امثال آن ، مختلف شود . و از افراد صِله - چنانچه بعضى از علما ذكر كردهاند - ، بعضى واجب است و بعضى مستحب . و از جملهء واجب ، نفقه دادن به پدر و مادر است ، هر گاه پريشان باشند ، و اگر غنى باشند ، هديه فرستادن از براى ايشان در اوقاتى كه عادتْ مقتضى آن باشد ، سنّت خواهد بود و باقىِ اقارب غير واجب النفقه ، اگر فقير باشند ، نفقه دادن به ايشان ، سنّت است و تأكيد در وارث ، بيشتر است و با غنا هديهء ايشان نيز سنّت است . و از جملهء صِلهء رحِم ، دفع ضرر از ايشان است به قدرِ مقدور . ديگر ، رسانيدن نفع به هر نوعى كه ممكن باشد . ديگر ، مهربانى مالى و غير مالى به جمعى كه باعث سُرور ايشان شود و نفقه دادن به واجب النّفقهء ايشان ، مثل نفقه دادن به زنِ پدر و مملوك اقارب و مثل آنها . و ديگر ، ابتدا نمودن به سلام و دعا كردن غايبانه و كتاب [ نامه ] نوشتن ، اگر حاضر نباشند ، و هر قدرى از صِله كه تركش موجب قطعِ رحِم باشد ، واجب است و هر چه زايد بر آن باشد ، مستحب است . و از جملهء افرد قطعِ رحِم كه شايع و از اقبحِ افراد است ، آن است كه بعضى از اقارب كه صاحب ثروت و مُكنت يا اعتبارى دنيوى مىباشند ، تركِ ديدن و پرسيدنِ ديگران مىنمايند ، و گاه باشد كه بعضى از ايشان را وقتى كه ببينند ، نشناسند و اسم ايشان را ندانند و فرزندان ايشان را نديده باشند ، و هر كدام از اقارب را كه به حَسَب دنيا معتبر باشند ، كمال ملازمت كنند و غرض باطنى در آن مهربانى ، تحصيل اعتبار و جلب نفع باشد و به صِلهء رحِمش موسوم سازند . و اين نوع قطعِ رحِم ، مركّب است از دو معصيت : يكى قطعِ رحِم ، و ديگرى تكبّر با وجود تساوى در اصل و نسب . و اين نوع تكبّر ، قبيحتر از تكبّر شيطان است كه به سبب آن ، مستحقّ لعن ابدى شد ؛ زيرا كه شيطان در تكبّر خود ، شبهه داشت كه : « اصل من ، از آتش است و آتش ، بهتر از خاك است » ، و در اين مقام ، شبههاى موجود نيست و ثروت و اعتبار دنيا را مناط اين نوع امتياز قرار دادن ، دليل دنائت نفس است . و از بعضى احاديث ، ظاهر مىشود كه اقارب ، هر چند فاسق يا مخالف مذهب باشند ، صِلهء ايشان لازم است و چيزى باعث جواز قطعِ رحِم نمىشود ، چنان كه كلينى رحمه الله از جَهْم بن حميد