سيد علاء الدين محمد گلستانه

210

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

روايت كرده كه گفت : از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم كه : بعضى از اقرباى من ، بر غير امر من هستند ( يعنى شيعه نيستند ) . آيا ايشان را حقّ رحِم بر من هست ؟ فرمود كه : بلى . حقّ رحِم را هيچ چيز ، رفع نمىكند و اگر ايشان بر امر تو باشند ، دو حق خواهند داشت : يكى حقّ اسلام ، و يكى حقّ رحِم . « 1 » و مؤيّد اين معنى است آن كه بعضى از اقاربِ يكى از ائمّهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم أجمعين - ، هر گاه معارضه و مجادله با ايشان مىكرده‌اند ، با وجود آن كه اين معنى در مرتبهء كفر است ، ترك ديدن و مهربانى نمىفرموده‌اند ، چنانچه كلينى رحمه الله از صفوان جمّال روايت كرده كه گفت : ميانهء حضرت امام جعفر صادق عليه السلام و عبد اللَّه بن الحسن ، گفتگويى واقع شد تا به حدّى كه آوازهاى ايشان ، بلند شد و مردم ، جمع شدند وايشان به آزردگى در آن ، آخر روز از يكديگر جدا شدند و من ، صباحى از پىِ كارى بيرون آمدم . ديدم كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بر درِ خانهء عبد اللَّه بن الحسن ايستاده و به كنيز او مىفرمود كه : ابى محمّد را خبر كن . پس ديدم كه عبد اللَّه ابن الحسن ، بيرون آمد و به آن حضرت گفت كه : چه چيز ، باعث آمدن در اين صباح بود ؟ فرمود كه : آيه‌اى را از كتاب خداى - عزَّ و جلَّ - ديشب تلاوت نمودم و مرا مضطرب ساخت . گفت : كدام است آن آيه ؟ فرمود : قول خداى تعالى كه مىفرمايد : « الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ » ؛ « 2 » يعنى : آنهايى كه صِله مىنمايند آن چيز را كه خداى تعالى به صِلهء آن ، امر فرموده و از پروردگار خود مىترسند و خائف‌اند از بدىِ حساب روز قيامت . پس عبد اللَّه بن الحسن گفت : راست مىگويى و گويا من ، اين آيه را از كتاب الهى ، هرگز نخوانده بودم . پس دست در گردن يكديگر كردند و گريستند . « 3 » [ آثار صِله رحِم و قطع رحِم ] و از احاديث بسيار ، ظاهر مىشود كه صِلهء رحِم ، موجب زيادتىِ عمر و زيادتىِ روزى مىشود و قطعِ رحِم ، قاطع عمر و باعث فقر است ، چنانچه كه از بعضى احاديث گذشته ، ظاهر شد . و همچنين ، كلينى رحمه الله از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : گاه باشد كه از عمر مردى سه سال مانده باشد و خداى تعالى ، از براى صِلهء رحِم كه به جاى آورَد ، عمر او را سى سال كند ، و خدا آنچه مىخواهد ، مىكند . « 4 »

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 157 ، ح 30 . ( 2 ) . سورهء رعد ، آيهء 21 . ( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 155 ، ح 23 . ( 4 ) . همان ، ص 150 ، ح 3 .