سيد علاء الدين محمد گلستانه
208
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : مردى به خدمت آن حضرت ، شكايت كرد از خويشان خود . فرمود كه : خشم خود را فرو خور و چنين كن . گفت كه : ايشان ، چنين و چنين مىكنند . فرمود كه : تو مىخواهى كه مثل ايشان باشى وخداى تعالى ، به هيچ يك از شما نظر نكند ؟ « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : قطع مكن رحِم خود را ، هر چند كه ايشان ، تو را قطع كنند . « 2 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه : احتراز كنيد از عقوق والدين ؛ زيرا كه بوى بهشت را مىتوان شنيد از هزار ساله راه ؛ و نمىشنود آن را كسى كه عاقّ والدين باشد ، و كسى كه قطعِ رحِم خود كند ، و مرد پيرى كه زِنا كند ، و كسى كه ازار خود را از روى تكبّر بر زمين كشد . به درستى كه كبريايى ، مخصوص خداوند عالميان است . « 3 » [ معنا و مصاديق صله و قطع رحِم ] و از جملهء انواع قطعِ رحِم ، انكار كردن و تبرّى نمودن از نسب اقارب است . و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كافر است به خداى تعالى ، كسى كه بيزارى مىكند از نسب ، هر چند دقيق باشد ، يعنى نسب دورى باشد . « 4 » و مشهور ميانهء علماى شيعه ، آن است كه رحِم كه امر به صِلهء آن واقع شده ، هر كسى را كه نسبتش به آن شخصْ معروف باشد ، شامل است ، هرچند نسبت دور باشد ، خواه ذكور ، و خواه اناث ، و تأكيد در صِلهء بعضى بيشتر است از بعضى . و آنچه بعضى از عامّه گفتهاند كه : « رحِم ، عبارت است از كسانى كه نكاح و تزويج ايشان جايز نباشد ، اگر يكى از ذكور و ديگرى از اناث بوده باشد و اگر هر دو از يك قبيل باشند ، يكى را از صنف ديگر فرض مىبايد كرد . پس اگر تناكح ميان ايشان جايز نيست ، داخل رحِم است ؛ والّا فلا » ، دليلى ندارد و مخالف عرف و لغت و ظاهر اخبار است . و على بن ابراهيم رحمه الله در تفسير آيهء « فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ » ، « 5 » از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه : در باب بنى اميّه نازل شده . « 6 » و اين ، دلالت بر بطلان قول ايشان مىكند .
--> ( 1 ) . همان ، ص 347 ، ح 5 . ( 2 ) . همان ، ح 6 . ( 3 ) . همان ، ص 349 ، ح 6 . ( 4 ) . همان ، ص 350 ، ح 1 . ( 5 ) . سورهء محمّد ، آيهء 22 . ( 6 ) . تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 308 .