سيد علاء الدين محمد گلستانه
190
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
ظاهرِ كلام است ، حديث را بنا بر آن كه صلاحيت معارضه ندارد و چنانچه گذشت ، طرح خواهد نمود . و اگر مراد ، قِسم سوم باشد ، يعنى هر نوع از ترجيع . امّا در خصوصِ قرائت قرآن ، پس با وجود مخالفت اجماع ، مخالفت با عمومات احاديث سابقه دارد و مخصّص آن احاديث از جهت سند ، نمىتواند شد ، بلكه مخالفت با ظاهرِ قرآن دارد ؛ زيرا كه با احاديث سابقه كه در تفسير آيات وارد شده و صحيح و معتبر در ميان آنها بسيار است ، ثابت شد كه در چند موضع ، نهى از غنا ، عموماً واقع شده و تخصيص قرآن به خبرِ واحد بر تقديرى كه جايز باشد به چنين حديثى با وجود مخالفت عمومات و مخالفت دو حديث خاص - چنانچه مذكور مىشود - ، و مخالفت اجماع ، جايز نيست . و اگر مراد ، قِسم چهارم باشد ، جواب ، مثل قِسم دويّم خواهد بود . و در حديث مخصوص به قرائت قرآن كه ذكر كرديم ، آن است كه كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : بخوانيد قرآن را به الحان عرب و آوازهاى ايشان ، و پرهيز نماييد از لحنهاى اهل فسق و اهل كبائر ؛ زيرا كه بعد از من ، جماعتى خواهند آمد كه ترجيع مىكنند قرآن را از بابتِ ترجيع نوحه و رَهبانيت ، و قرائت ايشان از چنبر گردن ايشان نمىگذرد و دلهاى ايشان ، مقلوب و برگردانده است و همچنين ، دلهاى جمعى كه حال اين جماعت ، ايشان را خوش مىآيد . و عامّه نيز مضمون اين حديث را از حُذَيفه روايت نمودهاند كه او از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده و على بن ابراهيم رحمه الله در تفسير [ خود ] ، از ابن عبّاس روايت كرده كه گفت : با حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در سال حجّة الوداع « 1 » ، حج كرديم . پس آن حضرت ، حلقهء در خانه را گرفت و رو به ما كرد و فرمود كه : آيا خبر ندهم شما را به علاماتى كه قبل از قيامت ، ظاهر مىشود ؟ و نزديكترينِ مردمان در آن وقت به آن حضرت ، سلمان بود . گفت : بلى ، يا رسول اللَّه ! پس فرمود كه : به درستى كه از جملهء اشراط قيامت « 2 » ، ضايع كردن نمازهاست و پيروى كردنِ شهوتها و ميل كردن به هواها و خواهشها ، و چيزهاى ديگر ذكر فرمود . بعد از آن فرمود كه : در آن وقت ، جماعتى خواهند بود كه قرآن را نه از براى رضاى الهى ياد مىگيرند و قرآن را مَزامير قرار مىدهند . و مزمار ، ناى را مىگويند .
--> ( 1 ) . الف : « حجّ الوداع » . ( 2 ) . ب و ج : « ساعت » .