سيد علاء الدين محمد گلستانه
191
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و فرمود كه : جماعتى خواهند بود كه علم از براى غير خدا ياد مىگيرند و اولاد زِنا بسيار خواهد شد و قرآن را به غنا خواهند خواند . « 1 » و اين دو حديث ، اگر چه جميع رواتشان ثقه و صحيح المذهب نيستند ، امّا حديث مذكور نيز چنين است ؛ زيرا كه ابوبصير - كه راوى اين حديث است - ، ظاهر آن است كه يحيى بن ابى القاسم ، است به قرينهء على بن ابى حمزه كه از او روايت كرده ، و يحيى ، اگر چه ثوثيق دارد ، امّا مذمّت به تخليط هم دارد و واقفى است . و على بن ابى حمزه ، با فساد مذهب ، مذمّت بسيار دارد . و از على بن الحسن بن فضّال ، روايت كردهاند كه گفت : على بن ابى حمزه ، كذّاب و متّهم است . و گفت : او كذّاب و ملعون است و من ، از او احاديثِ بسيار شنيده و اخذ كردهام « 2 » ، امّا جايز نمىدانم كه يك حديث از او روايت كنم . « 3 » و از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود : بعد از موت على بن ابى حمزه ، در قبر از او سؤال كردند . چون به نام من رسيد ، توقّف كرد . پس ضربتى بر سرش زدند كه قبرش پُر از آتش شد . « 4 » و از حضرت امام موسى [ كاظم ] عليه السلام روايت كردهاند كه به على بن ابى حمزه گفت : تو و اصحابت ، مثل خرهاييد . « 5 » و از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود : آيا دروغگويىِ او بر شما ظاهر نشده ؟ و نه او روايت كرده كه : « سرِ مهدى را به پيش عيسى بن موسى عبّاسى « 6 » خواهند برد و او صاحب سفيانى است » ؟ « 7 » و روايت كردهاند كه : او از همه كس ، عداوتش نسبت به حضرت امام رضا عليه السلام زياده بود و سبب آن كه واقفى شد ، آن بود كه سى هزار دينار از مال حضرت امام موسى [ كاظم ] عليه السلام پيش او بود و از براى طمع در آن مال ، انكار موتِ آن حضرت و امامت حضرت امام رضا عليه السلام كرد . « 8 » پس به حديثى كه راوىاش چنين مردى باشد و از احاديث كه عموماً دلالت بر حرمت غنا كند
--> ( 1 ) . تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 303 و 304 . ( 2 ) . الف : « نمودهام » . ( 3 ) . اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 705 ، ش 755 و 756 . ( 4 ) . همان و ص 742 ، ش 833 . ( 5 ) . همان ، ص 705 ، ش 754 و 757 . ( 6 ) . ب : - « عبّاسى » . ( 7 ) . همان ، ص 707 ، ش 760 . ( 8 ) . همان ، ص 706 ، ش 759 .