سيد علاء الدين محمد گلستانه
184
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا » « 1 » يعنى : به درستى كه گوش و چشم و دل ، از همهء ايشان ، سؤال مىكنند از آنچه كرده باشند . پس آن مرد گفت : گويا كه من نشنيده بودم اين آيهء كتاب الهى را ، نه از عرب و نه از عجم ، و لابد ، چون دانستم ، ترك كردم آنچه مىكردم و از خداى تعالى ، طلبِ آمرزش مىكنم . پس حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به او گفت « 2 » كه : برخيز و غسل بكن و هر قدر نماز كه به خاطرت رسد ، بكن ؛ زيرا كه مداومت بر گناه عظيمى مىكردهاى . چه بسيار بد بود حال تو ، اگر به اين عمل مىمُردى « 3 » ! استغفار كن به درگاه الهى و سؤال كن كه توفيقِ توبه به تو بدهد يا قبولِ توبه كند از هر چه به آن راضى نيست ؛ زيرا كه هر چه خدا به آن راضى نيست ، غيرِ بد نمىباشد و كار بد را به اهلش بگذار ؛ زيرا كه هر چيز را اهلى مىباشد . « 4 » و كلينى رحمه الله از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : گوش كردن غنا و لهو ، نفاق را مىرويانَد ، همچنان كه آب ، زرع را مىرويانَد . « 5 » و كلينى رحمه الله از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه خود را منزّه مىدارد از غنا ، در بهشت ، درختى هست كه خداى تعالى ، بادها را مىفرمايد كه آن درخت را حركت دهند . پس آن شخص ، آوازى از آن درخت مىشنود كه هرگز مثل آن نشنيده ، و كسى كه خود را از غنا منزّه ندارد ، نمىشنود . « 6 » و على ابن ابراهيم رحمه الله در تفسير [ خود ] ، از عاصم بن حميد روايت كرده كه گفت : به حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفتم كه : فداى تو شوم ! مىخواهم چيزى از شما بپرسم و مرا شرم مىآيد . آيا در بهشت ، غنا مىباشد ؟ فرمود : در بهشت ، درختى هست كه خداى تعالى امر مىفرمايد بادهاى بهشت را كه بر آن درخت بوَزَند و از آن درخت ، آوازى برمىخيزد كه خلايق ، به آن خوبى آواز [ ى ] نشنيده باشند . بعد از آن فرمود كه : اين ، عوضى است كه خداى تعالى ، مقرّر ساخته از براى كسى كه ترك شنيدن غنا ، از ترس خداى تعالى در دنيا كرده باشد . « 7 »
--> ( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 36 . ( 2 ) . ب : « فرمود » . ( 3 ) . ب : « با اين عمل از دنيا مىرفتى » . ( 4 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 432 ، ح 10 ؛ تهذيب الأحكام ، ج 1 ، ص 116 ، ح 304 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 8 ، ح 177 . ( 5 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 434 ، ح 20 . ( 6 ) . همان ، ح 19 . ( 7 ) . تفسير القمّى ، ج 2 ، ص 170 - 171 .