سيد علاء الدين محمد گلستانه
132
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
مىتراشند و او را يك سال از شهرش بيرون مىكنند ، و بعضى گفتهاند كه از شهر بيرون كردن ، مخصوص كسى است كه زنى را به عقدِ دوام ، خواسته باشد و دخول نكرده باشد . و در مُحصن ، خواه مرد و خواه زن ، هر گاه با بالغِ عاقل ، زنا كند ، رَجْم است ( يعنى سنگسار كردن ) با صد تازيانه ، به قول جمعى از علما ، و سنگسار كردنِ تنها ، به قول جمعى ، اگر جوان باشد و اگر مرد پير ، زنا كند با غير زن پير ، هم سنگسار كردن است و هم صد تازيانه زدن . و معنى مُحصن ، در مرد و زن ، آن است كه زنى ، شوهرى [ داشته باشد ] يا شوهرى ، زنى داشته باشد ، كه هر صبح و شام به او نزديكى ممكنش باشد و اگر كنيز داشته باشد ، محلّ خلاف است . و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در حديث عبد العظيم بن عبد اللَّه الحسنى بر آن كه زنا ، كبيره است ، استدلال فرموده به قول الهى كه در وصف بندگان خاصّ خود مىفرمايد : « وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً * يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً » ؛ « 1 » يعنى : بندگان الهى ، آنهايند كه با صفاتى كه مذكور شده ، زِنا نمىكنند و كسى كه اين كار [ را ] كند ، مىرسد به گناه ، يعنى [ به ] جزاى گناه [ و ] مضاعف مىشود از براى او ، عذاب در روز قيامت و هميشه مىمانَد در آن عذاب ، با خوارى . « 2 » و ابن بابويه رحمه الله در كتاب من لا يحضره الفقيه ، از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود : هيچ كارى نمىكند فرزندم آدم كه در پيش خداى تعالى ، عظيمتر باشد از مردى كه پيغمبرى را بكُشد ، يا خانهء كعبه را - كه خداى تعالى ، قبلهء بندگان خود كرده - ، خراب كند يا آن كه آب خود را در زنى ، به حرامى بريزد . « 3 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : زِنا ، باعث فقر مىشود و خانهها را خراب مىكند . « 4 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود كه : زمين ، ناله نمىكند به خداى تعالى به آواز بلند ، مثل نالهاى كه از سه چيز مىكند : يكى از خونى كه به ناحق بر زمين ، ريخته شود ؛ ديگر ، غسلى كه كسى از زِنا بكند ؛ يا خوابى كه كسى بر زمين كند پيش از طلوع آفتاب ، تا وقتى كه نزديك به طلوع آفتاب باشد . « 5 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه در ميان وحىهاى الهى به حضرت موسى عليه السلام
--> ( 1 ) . سورهء فرقان ، آيات 68 - 69 . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 285 و 286 ، ح 24 . ( 3 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 20 ، ح 4977 . ( 4 ) . همان ، ح 4978 . ( 5 ) . همان ، ح 4979 .