سيد علاء الدين محمد گلستانه

113

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

از موت ، كفن او را نبّاش بدزدد . پس او را طلبيد و گفت : من در بابِ همسايگى با تو چون بودم ؟ نبّاش گفت : همسايه‌اى نيكو بودى . گفت : به تو حاجتى دارم . گفت : هر حاجتى داشته باشى ، بر آورده مىشود . پس دو كفن بيرون آورده ، پيش او گذاشت و گفت : هر كدام را كه خواهى ، بردار و بعد از دفن من ، دست از كفنِ من بدار . پس نبّاش ، ابا و امتناع نمود و بيمار ، مبالغه و الحاح كرد تا يكى را كه خواست ، برداشت . و چون آن مرد بمُرد ، او را دفن كردند . نبّاش با خود گفت كه : اين مرد بعد از موت ، چه مىداند كه من ، كفن او را برداشته يا دزديده‌ام . البّته كفنش را بر مىدارم . پس چون بر سرِ قبر آمد و قبر را شكافت ، آوازى شنيد كه كسى بانگ بر او زد كه : مكن ! نبّاش ، بترسيد و او را با كفن گذاشته ، برگشت و به فرزندان خود گفت كه : من ، چگونه پدرى بودم از براى شما ؟ گفتند : پدرِ خوبى بودى . گفت : به شما حاجتى دارم . گفتند : بگو هر چه مىخواهى كه إن شاء اللَّه به جا مىآوريم . گفت : مىخواهم كه بعد از موت ، مرا بسوزانيد و چون خاكستر شوم ، بكوبيد و وقتى كه بادى تند آيد ، نصفِ خاكستر مرا در صحرا و نصفى را در دريا به باد دهيد . گفتند : چنين مىكنيم . و چون بمُرد ، به وصيّت او عمل نمودند و چون خاكستر او را به باد دادند ، حق تعالى به صحرا خطاب فرمود كه : آنچه از خاكستر او در تو پراكنده شده ، جمع كن . و به دريا نيز چنين امر فرمود . و چون او را زنده ساخته ، بر پا داشته ، فرمود كه : چه باعث بود تو را بر اين وصيّتى كه به فرزندان خود كردى ؟ گفت : به عزّت تو قسم كه ترس تو ، مرا بر اين داشت ! پس خداى فرمود كه : من ، دشمنان تو را به زودى راضى مىسازم و خوف را به ايمنى مبدّل ساختم و گناهان تو را آمرزيدم . « 1 » و ابن بابويه در كتاب أمالى ، از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه : در روزى در نهايتِ گرمى ، در سايه درختى نشسته بودند . ناگاه ، مردى آمد و جامه‌هاى خود كَنْده ، در زمين بسيار تفتيده ، مىغلطيد و پشت و شكم و پيشانى خود را به آن خاكِ گرم مىسوزانيد و مىگفت : اى نفس ! اين حرارت را بچش كه عذاب الهى ، از اين عظيم‌تر است . و آن حضرت به او نظر مىفرمود ، و چون جامه‌هاى خود را پوشيده ، به راه افتاد ، حضرت به دست مبارك اشاره فرموده ، او را طلبيد و گفت : اى بندهء خدا ! كارى از تو مشاهده نمودم كه از كسى نديده‌ام . چه باعث بود تو را بر آنچه كردى ؟ گفت : ترس الهى ، مرا بر اين داشت و به نفس خود گفتم كه : اى نفس ! بچش اين تعب را كه عذاب الهى ، عظيم‌تر است از آنچه من با تو كردم . پس حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : به تحقيق

--> ( 1 ) . همان ، ص 406 ، ح 3 .