ملا خليل بن غازي القزويني
82
صافى در شرح كافى (فارسى)
وَالْعَدَمَ » « 1 » تا آخر ؛ و ما موافق ظاهر شرح مىكنيم . إِذْ ( دو جا ) براى تعليلِ مَذْمُومَتَيْن است . الْعَدَم ( به ضمّ عين و سكون و ضمّ دال و به فتح عين و فتح دال ) : نيافتن چيزى را . بدان كه استعمال عَدَم در فَنا ، از لحن است ، چنانچه گذشت در شرح حديث سوّمِ باب سابق . يعنى : گفت امام را پرسنده كه : پس به درستى كه ما وجدان نكردهايم موهومى را مگر آفريده شده به تدبير ، بعد از نيستى ؟ ! گفت امام عليه السلام كه : اگر موهوم ، منحصر در آفريده شده مىبود به علم وجدانى ، هر آينه مىبود آن توحيد - كه تقرير كرديم - از ما منتفى ؛ زيرا كه ما ارتكاب و تجشّم نكرديم غير موهوم ما را . و ليك ما اهل توحيد مىگوييم كه : هر تصوّر كرده شده به سبب يكى از حواسّ پنجگانهء باصره و سامعه و لامسه و ذائقه و شامّه ، ادراك كرده شده به وهم ، احاطه مىكند آن را ادراكِ حواسّ و صورتى قرار مىدهد براى آن ، پس آن چيز مخلوق است به تدبيرِ مُدبّرى ؛ و ناچار است از اثبات آفريدگارى براى چيزها ، كه بيرون باشد از دو طرفِ مذمّت كرده شده : يكى از آنها نفى است ؛ زيرا كه بُوَد نفى ، عينِ باطل شمردن و نيافتن . و طرف دوم ، تشبيه است ؛ زيرا كه بُوَد تشبيه ، عين وصفِ آفريده شده ، كه ظاهر است كه ديگرى آن را به هم آورده از چيزها و الفتِ آن را داده . اصل : « فَلَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ إِثْبَاتِ الصَّانِعِ ؛ لِوُجُودِ الْمَصْنُوعِينَ ، وَالِاضْطِرَارِ إِلَيْهِمْ أَنَّهُمْ مَصْنُوعُونَ ، وَأَنَّ صَانِعَهُمْ غَيْرُهُمْ ، وَلَيْسَ مِثْلَهُمْ ؛ إِذْ كَانَ مِثْلُهُمْ شَبِيهاً بِهِمْ فِي ظَاهِرِ التَّرْكِيبِ وَالتَّأْلِيفِ ، وَفِيمَا يَجْرِي عَلَيْهِمْ مِنْ حُدُوثِهِمْ بَعْدَ إِذْ لَمْ يَكُونُوا ، وَتَنَقُّلِهِمْ مِنَ صِغَرٍ إِلى كِبَرٍ ، وَسَوَادٍ إِلى بَيَاضٍ ، وَقُوَّةٍ إِلى ضَعْفٍ ، وَأَحْوَالٍ مَوْجُودَةٍ لَاحَاجَةَ بِنَا إِلى تَفْسِيرِهَا ؛ لِبَيَانِهَا وَوُجُودِهَا » . شرح : اين فقره ، بيان نتيجهء مقدّمات سابقه است بر وجهِ توضيح و إِذ اوّل ، براى
--> ( 1 ) . التوحيد ، ص 243 ، ح 1 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 331 .