ملا خليل بن غازي القزويني

34

صافى در شرح كافى (فارسى)

اشارت كرد به دست خود به جايى كه مردمان ، طواف مىكردند در آن بر دور كعبه . مراد اين است كه اشارت به اهل طواف كرد - نيست از ايشان يك كس كه ثابت كنم براى او نام مردمى « 1 » را ، مگر آن مردِ بزرگِ نشسته - مرادش امام جعفر صادق عليه السلام بود - امّا غير او ، پس خسيسان و ستوران‌اند . پس گفت ابن ابى العوجاء كه : و چگونه ثابت كردى اين نام را براى اين بزرگ و براى ايشان ثابت نكردى ؟ مرادش اين است كه همگى يك بابت‌اند « 2 » و او هم لايق اين نام نيست . گفت كه : براى اين كه ديدم در او چيزى كه نديدم در ايشان . پس گفت او را ابن ابى العوجاء كه : چاره نيست از آزمودنِ آنچه گفتى در آن بزرگ از خودش . مرادش اين است كه مىبايد كه با خودش سخن گويم تا آزمايم . راوى گفت كه : پس گفت او را ابن المُقَفَّع كه : اين كار مكن ؛ چه من مىترسم كه باطل كند و برگرداند بر تو آنچه را كه در دست دارى و به آن مىنازى از گفتگوها . پس گفت ابن ابى العوجاء كه : نيست اين اعتقادىِ تو ، و ليك مىترسى كه اگر با او سخن گويم ، سست شود اعتقاد تو به او نزد من در اين كه قرار دادى او را در جايى كه بيان كردى . پس گفت ابن المُقَفَّع كه : امّا چون خيال كردى بر من اين ترس را ، پس برخيز و برو سوى او و خود را نگاه دار چندان كه مىتوانى از لغزش در گفتگو . اصل : وَلَا تَثْنِي عِنَانَكَ إِلَى اسْتِرْسَالٍ ؛ فَيُسَلِّمَكَ إِلى عِقَالٍ ، وَسِمَةِ مَا لَكَ وَعَلَيْكَ . « 3 » شرح : الثَّنْي ( به فتح ثاء سه‌نقطه و سكون نون ) : گردانيدن عنان ستور از طرفى كه

--> ( 1 ) . « ثابت كنم براى او نام مردمى را » ؛ يعنى او را انسان و يا آدمى نام بنهم . ( 2 ) . از يك بابت بودن ، يعنى همگى هم سنخ بودن و از يك جنس و رتبه و شايستگى برخوردار بودن . ر . ك : لغت نامهء دهخدا ( بابت ) . ( 3 ) . كافى مطبوع : « أو عليك » بدل « و عليك » .