ملا خليل بن غازي القزويني

13

صافى در شرح كافى (فارسى)

بدان كه زنادقه ، توفيق اقرار به حدوث عالَم نيافته‌اند با وجود وضوحِ برهان . و مردمان را گمراه مىكنند به شبهه‌ها مانند شيطان ، چنانچه اللَّه تعالى در بيان حال ايشان گفته در سورهء كهف كه : « ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً » : « 1 » توفيق نداده‌ام آن ظالمان را كه گواهى دهند احداثِ به تدبيرِ آسمان‌ها و زمين را و نه احداثِ به تدبيرِ نفوسِ خودشان را و نبودم فرا گيرندهء گمراه كنندگان ، مددكارِ دينِ خود كه اسلام است . بدان كه زنادقه با وجود اتّفاق با اهل اسلام بر بودن واجب بالذّات ، جدايى دارند از اهل اسلام در طريق استدلال بر واجب بالذّات ؛ چه مستند شده‌اند به بطلان دور و تسلسل ، و آن دليل را تمام نمىتوانند كرد ؛ زيرا كه تجويز تسلسل در حوادث متعاقبه در جانب ماضى مىكنند و برهانى بر امتناع بقاى حادث ، بىبقاى مُحْدِثش نمىگويند و نمىتوانند گفت در اين مقام ، چنانچه ظاهر مىشود از رسائل و كتب ايشان در اثبات واجب بالذّات . و اهل اسلام مستند شده‌اند به طرقى كه معلوم هر طفلى است كه خود را شناخته باشد و آن ، شواهد تدبير به عنوان ملكوت است در آسمان‌ها و زمين و هر چه آن تدبير به آن تعلّق گرفته ، مثل كواكب در آسمان‌ها و معادن در زمين ؛ چنانچه گفته در سورهء اعراف كه : « أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ » « 2 » . در اين باب ، شش حديث است : [ حديث ] اوّل اصل : [ أَخْبَرَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ ، قَالَ : حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ ، عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمنِ ] عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ ، قَالَ : قَالَ لِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ : كَانَ بِمِصْرَ زِنْدِيقٌ تَبْلُغُهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام أَشْيَاءُ ، فَخَرَجَ إِلَى الْمَدِينَةِ لِيُنَاظِرَهُ ، فَلَمْ يُصَادِفْهُ بِهَا ، وَقِيلَ لَهُ : إِنَّهُ

--> ( 1 ) . كهف ( 18 ) : 51 . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) : 185 .