ملا خليل بن غازي القزويني

438

صافى در شرح كافى (فارسى)

از جملهء احتمالات ، اين است كه مراد به أشياء ، احكام شرع است و جملهء إنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤْكُمْ صفت أشياء است و اين ، اشارت است به اين كه احكام شرعيّهء مجهولهء نزد مكلّفين ، دو قسم است : اوّل ، احكامى كه امثال آنها معلومِ او شده و عمل به آنها نكرده ؛ دوم ، ما عداى آنها . و اين آيت ، نهى از سؤال از قسم اوّل است ، موافق آنچه گذشت در حديث چهارمِ « بَابُ اسْتِعْمَالِ الْعِلْمِ » كه باب چهاردهم است كه « لَا تَطْلُبُوا عِلْمَ مَا لَاتَعْلَمُونَ وَ لَمَّا تَعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ » . و وجه نهى ، اين است كه حجّت بر عالم ، اشَدّ است از حجّت بر جاهل ، چنانچه گذشت در حديث ششمِ باب چهاردهم و در احاديثِ « بَابُ لُزُومِ الْحُجَّةِ عَلَى الْعَالِمِ وَ تَشْدِيدِ الْأَمْرِ عَلَيْهِ » كه باب شانزدهم است و ائمّهء اهل البيت از اين نهى خارج‌اند ، چنانچه مىآيد در حديث اوّلِ باب آينده . يعنى : گفت امام محمّد باقر عليه السلام در مجلسى كه : چون نقل كنم براى شما چيزى را از حلال و حرام ، پس سؤال كنيد مرا كه در كجا از قرآن است . مراد ، اين است كه : هر چيز در قرآن هست ، بعد از آن گفت در اثناى گفتگو كه : به درستى كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله منع كرده مردمان را از قِيل و قَال و از تلف كردن مال و از بسيارى پرسيدن . پس گفته شد در مجلس ، امام را كه : اى پسر رسول اللَّه ! كجاست اين كه گفتى از قرآن ؟ گفت كه : به درستى كه اللَّه تعالى گفته در سورهء نساء كه : نيست خوبى در بسيارى از جملهء گفتگوى ايشان ؛ ليك خوبى در گفتگوى كسى است كه امر كرد به تصدّقى ، مثل اين كه كسى گويد ديگرى را كه : فلان كس پريشان و مستحقّ زكات است . زكات را به او بده ، يا كسى كه امر كرد به معروفى ، به معنى احسانى در حق كسى ، مثل اين كه كسى ديگرى را گويد كه : فلان كس درمانده و محتاج به قرض است . قرضى به او بده ، يا كسى كه امر كرد به اصلاحى ميان مردمان ، مثل اين كه كسى ديگرى را گويد كه : فلان كس و فلان كس با هم نزاعى دارند . رفعِ نزاعِ ايشان كن . و گفت در سورهء نساء كه : و مدهيد ناخردمندان را مال‌هاى شما كه گردانيده اللَّه تعالى آنها را براى شما ، پايدارى و سرمايهء معاش . مراد ، اين است كه : در اين آيت ، تعبير از تلف خرجان به سُفها شده و نهى شده از دادن مال خود به ايشان ، خواه به