الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
313
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
و النّهار خلقان من خلقك . « و لا ترهما جرأة منّى » يعنى مگردان روز و شب را به حيثيّتى كه ببينند از من جراتى در اقدام به گناهان ، يعنى چنان مكن كه ايشان مرا در معصيت تو ببينند . و غرض طلب توفيق است بر ترك گناهان ، يعنى مرا توفيق ده كه از من گناهى به عمل نيايد كه موجب غضب و سخط تو باشد . « حتّى اعى وحيك » اعى - به عين بىنقطه - به معنى افهم است ، يعنى بگشا دل مرا به جهت ذكر خود ، تا وحى ترا بفهمم . « و درك الشّقاء » تفسير آن در تعقيب صبح ذكر يافت « 1 » . « و جهد البلاء » جهد - به فتح جيم و گاهى به ضمّ جيم نيز آمده است - به معنى تعب و مشقّت است . و جهد البلاء عبارت از حالتى است كه اين كس را به سبب آن حالت آرزوى مرگ مىشده باشد . و بعضى گفتهاند كه : مراد از جهد البلاء كثرت عيال است با قلّت مال . « و من الدّاء العضال » به عين بىنقطهء مضمومه و ضاد نقطهدار ، مرض صعبى را گويند كه اطبّا از معالجهء آن عاجز باشند . مترجم گويد : « ببايد دانست كه ثعالبى در كتاب « سرّ اللّغة » كلامى ايراد كرده است كه ترجمهء آن بنا بر مناسبت مقام سمت انتظام مىيابد و آن اينست كه : هر گاه اطبّا از معالجهء مرضى عاجز آيند عرب آن مرض را « عيا » نامند ، و چون روزبروز متزايد شود و شدّت بهم رساند « عضال » ش خوانند ، و چون آن را دارو نباشد « عقام » ش گويند ، و چون علاجپذير نباشد « ناجس » و « نجيس » ش نامند ، و چون كهنه شود و مدتى بر آن بگذرد « مزمن » ش خوانند ، و چون دانسته نشود كه چه مرض است تا آنكه از آن شرّى ظاهر شود « داء دفين » ش گويند « 2 » . عصمنا اللَّه ايّانا و ايّاكم من جميع أقسام الاسقام بمحمّد و آله عليهم السّلام - انتهى » .
--> ( 1 ) ص 151 . ( 2 ) « فقه اللغة » ثعالبى ، ص 122 .