الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

188

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

توضيح [ تفسير مفردات دعاهاى مذكور ] « ربّ الظّلام و الفلق » مراد به فلق در اينجا نور است به قرينهء ظلام . « وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ » يعنى : و آنچه جمع سازد و پوشيده و مستور گرداند . « وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ » يعنى : هر گاه كه ماه جمع و تمام شود و بدر گردد . « و كان يدور حيث دار الحقّ » يدور كه صيغهء مضارع است در لفظ حق عمل كرده تا آن را فاعل خود گردانيده ، و ضمير دار كه فعل ماضى است راجع است به حضرت امير المؤمنين - عليه الصّلاة و السّلام - و حاصل معنى آنست كه : حق مىگرديد چنانچه حضرت امير - صلوات اللَّه عليه - مىگرديد ؛ تا آنكه عبارت دعا منطبق شود به كلام معجز نظام سيّد انام - عليه و على آله الصّلاة من الملك العلّام - كه در باب حضرت امير دعا كرده فرمودند : اللّهمّ ادر الحقّ معه كيفما دار ، يعنى : « بارخدايا بگردان حق را با حضرت امير - عليه صلوات اللَّه الملك القدير - چنان كه او بگردد و به هر جانب كه او رود » كنايه از آنكه حق را تابع او گردان كه به هر جانب كه او گردد و هر طرف كه او رود حق با او باشد . و تأخير فاعل كه لفظ « حق » است به واسطهء رعايت فواصل است كه « فلق » و « وسق » و « اتّسق » است ، چنانچه در كلام مجيد فرموده در جايى كه خبر از احوال موسى - على نبيّنا و عليه السّلام - داده در وقت معارضهء سحرهء فرعون و گفته : فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى « 1 » ، كه تأخير موسى كرده به جهت رعايت فواصل . « انشدك دم المظلوم » انشد بر وزن اقعد ، قال في « الصّحاح » : نشدت فلانا انشدته اى قلت له : نشدتك اللَّه اى سألتك باللَّه . يعنى : عرب گاهى كه

--> ( 1 ) سورهء طه : 20 - آيهء 67 .