الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

189

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

گويد : نشدت فلانا أنشدته ، به اين معنى است كه : گفتم به او انشدك اللَّه ، يعنى : « از تو درخواست مىنمايم بخداى » و مراد در اينجا آنست كه : « سؤال مىكنم ترا به حق تو كه مؤاخذه كنى به خون مظلوم اعنى حضرت امام حسين عليه السّلام . و انتقام بكشى از قاتلان او ، و از آن جماعت كه اول ايشان اساس ظلم را گذاشتند و بناى جور را نهادند ؛ و بر او و بر پدر بزرگوار و برادر عاليمقدار او - صلوات اللَّه عليهم - ظلم و جور كردند ، و متكفّل غصب حق ايشان شدند ، و باعث بر قتل و كشتن ايشان و شيعهء منيعهء رفيعهء ايشان گشتند . « بايوائك على نفسك » ايواء - به ياء به دو نقطهء زيرين و در آخر آن الف ممدوده - به معنى عهد و پيمان و ميثاق است . « و على المستحفظين » مىتواند بود كه صيغهء مستحفظين مبنى از براى فاعل باشد يعنى : آنانى كه حفظ و نگاهبانى امامت و خلافت نمودند . و مىتواند بود كه مبنى از براى مفعول باشد به اين معنى كه : آنانى كه حضرت عزّت ايشان را از براى امامت و خلافت حفظ و نگاهبانى نمود « 1 » . « يا كهفى حين تعيينى المذاهب » مراد به كهف ، ملجأ و پناه است ، قال في « الصّحاح » : يقال : فلان كهف اى ملجأ . يعنى : اى آنكه پناه و ملجأ منى در وقتى كه به تعب و تشويش مىاندازد مرا رفتنهاى من به جانب خلق ، و ترددات من به ايشان به جهت قضاى حاجتى كه دارم و برنمىآيد » چه التجاى اين كس به خلق موجب تعب و مذلّت و خوارى اين كس مىگردد . و « تعيينى » مىتواند بود كه به دو ياء به دو نقطهء زيرين باشد و بعد از آن نون مأخوذ از « عى » كه به معنى تعب است ، و مىتواند بود كه به دو نون باشد كه نون اول مشدّد و در ما بين آن ياء به دو نقطهء زيرين باشد ، مأخوذ از عناء » به فتح عين كه آن نيز به معنى تعب است .

--> ( 1 ) در صورت مبنى بودن براى مفعول معنى چنين مىشود : « آنانى كه خداوند امامت و خلافت را بديشان سپرد و حفظ آن دو را از ايشان خواست » .