الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
157
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
پروردگار من ، « لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي » يعنى : هر آينه مداد دريا تمام شود و هيچ از آن نماند و كلمات پروردگار من همچنان بر حال خود باقى باشد ، « وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ » ضمير « بِمِثْلِهِ » راجع است به بحر ، يعنى و اگر چه بياوريم مثل دريا ديگر باره « مَدَداً » يعنى زياده بر آن دريا . « فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ » مراد به لقاء حضرت عزّت ، حسن بازگشت و رجوع است به سوى ربّ العزّة در روز قيامت . « وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا » ، « واو » « وَ الصَّافَّاتِ » و « واو » « و الزّاجرات » ! و « واو » « و التّاليات » ! اين هر سه « واو » قسماند ، يعنى قسم به فرشتگان كه صافّات و زاجرات و تالياتاند . و ببايد دانست كه بعضى صافّات و زاجرات و تاليات را به طوايف فرشتگان تفسير نمودهاند ، يعنى فرشتگانى كه به حسب مراتب خود در مقام عبوديّت صفها كشيدهاند ، و بنا بر اراده و مقتضاى امر الهى به زجر و جبر اجرام علويّه و سفليّه قيام نمودهاند تا آثار و نتايجى كه به امر الهى به جهت مصلحت مخلوقات در آنها مندرج است به ظهور رسد و مقصود به حصول بپيوندد ، و به تلاوت آيات الهى بر انبيا و مرسلين مأمور شدهاند . و جمعى ديگر به نفوس علما تفسير كردهاند ، يعنى نفوسى كه در عبادات صفها بستهاند ، و به براهين ساطعه و دلايل قاطعه مكلّفين را از فسق و كفر ، زجر و جبر كردهاند ، و آيات الهى و شرايع او را تلاوت نمودهاند . و گروهى ديگر به نفوس مجاهدين تفسير كردهاند ، يعنى نفوسى كه در حال قتال صفها كشيدهاند ، و اسبان و دشمنان را زجر و جبر نمودهاند ، و ذكر خداى تعالى را در معركهء جهاد بر وجهى تلاوت كردهاند كه مجاهده و مقاتله ايشان را مانع از آن نيست . « وَ رَبُّ الْمَشارِقِ » يعنى مشارق آفتاب كه هر روز از درجه يا دقيقهاى عليحده طالع مىشود ، يا مراد به مشارق مشارق كواكب باشد ، چه هر كوكبى را مشرقى