الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

118

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

و جميع خلقك ، فاشهد لي و كفى بك شهيدا ، انّى اشهد انّك انت اللَّه وحدك لا شريك لك ، و انّ محمّدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عبدك و رسولك ، و انّ كلّ معبود ممّا دون عرشك الى قرار ارضك السّابعة السّفلى باطل مضمحلّ ما عدا وجهك الكريم ، فإنّه اعزّ و اكرم ، و اجلّ و اعظم من ان يصف الواصفون كنه جلاله ، او تهتدى القلوب الى كنه عظمته ، يا من فاق مدح المادحين فخر مدحه ، و عدا وصف الواصفين مآثر حمده ، و جلّ عن مقالة النّاطقين تعظيم شأنه ، صلّ على محمّد و آل محمّد ، و افعل بنا ما انت اهله يا اهل التّقوى و اهل المغفرة . [ خداوندا صبح كردم در حالى كه تو را گواه مىگيرم - و تو از نظر گواه بودن كافى هستى - و فرشتگان و حاملان عرش و ساكنان آسمانها و زمين و پيامبران و فرستادگان و شايستگان از بندگانت و تمامى آفريدگان تو را گواه مىگيرم ، پس گواهم باش - كه تو از نظر گواه بودن كافى هستى - كه من گواهى مىدهم كه همانا تو خداى يگانه هستى كه شريكى براى تو نيست ، و همانا محمّد ( ص ) بنده و فرستادهء توست ، و همانا هر معبودى از زير عرش گرفته تا كانون زمين هفتم زيرين باطل و مضمحل است جز وجه كريم تو كه آن عزيزتر و گرامىتر و جليل‌تر و بزرگتر از آنست كه وصف‌كنندگان كنه و حقيقت جلال آن را وصف كنند ، يا دلها به كنه عظمت آن راه يابد ، اى آنكه فخر مدح تو بر مدح ستايشگران فائق آمده ، و آثار حمد تو از مرز وصف توصيف‌كنندگان در گذشته ، و تعظيم شأن تو از گفتار سخنگويان برتر آمده ، بر محمّد و آل محمّد درود فرست ، و آنچه را كه تو خود اهل آنى با ما كن ، اى آنكه اهل تقوا و اهل آمرزشى ] . و بعد از آن بايد گفت : سبحان اللَّه كلّما سبّح اللَّه شىء ، و كما يحبّ اللَّه ان يسبّح ، و كما هو اهله ، و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله ، و الحمد للَّه كلّما حمد اللَّه شىء ، و كما يحبّ اللَّه ان يحمد ، و كما هو اهله ، و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله ، و لا إله الّا اللَّه كلّما هلّل اللَّه شىء ، و كما يحبّ اللَّه ان يهلّل ، و كما هو اهله ،