الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

88

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

فرستاد و گفت : اذا دخلت في الصّلاة فهب لى من قلبك الخشوع ، و من بدنك الخضوع ، و من عينيك الدّموع ، فإنّي قريب . يعنى « هر گاه كه داخل نماز شوى ببخش به من از دل خود خشوع ، و از بدن خود خضوع ، و از چشمان خود اشك و دموع را ، بدرستى كه من نزديكم به تو » . و شيخ كفعمى در كتاب « لمع البرق في معرفة الفرق » گفته كه : فرق ميان خشوع و خضوع آنست كه خضوع مخصوص به جوارح و اعضاست ، و خشوع هم در دل است و هم در جوارح و اعضا ، چنانچه از حديث : اما انّه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه سابق مستفاد شد . و در خبر است كه حضرت ابراهيم - على نبيّنا و عليه السّلام - هر گاه كه به نماز قيام مىنموده‌اند آواز خفقان « 1 » قلب آن حضرت از يك ميل راه شنيده مىشده . و همچنين از عايشه نيز روايت شده كه از سينهء حضرت رسالت‌پناهى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه مخزن اسرار الهى بوده در وقت نماز صدائى مانند جوشش ديگ شنيده مىشد تا آنكه در بعضى كوچه‌هاى مدينهء منوّره آن صدا را مىشنيدند - و اللَّه الهادى » . [ آداب سجود ] و بايد كه در حال سرازير رفتن به جهت سجود هر دو كف دستها را پيش از زانوها بر زمين گذارى و در حال سجود مجنّح باشى يعنى بال گشاده ، كنايه از آنكه هر دو مرفق را از زمين برداشته دارى چنانچه دستها مانند دو بال شود كه مرغان پهن كنند و هر دو كف دست را پهن نموده و انگشتان را بهم ضم كرده برابر دوشها محاذى رو گذارى ، و هيچ يك از اعضاى خود را بر عضو ديگر ننهى ، يعنى هفت عضو سجود را چنان بر زمين نهى كه سنگينى عضوى بر عضو ديگر نيفتد ، و بايد كه پيشانى را بر خاك

--> ( 1 ) ضربان .